۱۴۰۲ بهمن ۲۳, دوشنبه

در صدمین سالگرد مرگ لنین!

صد سال پیش در یک چنین روزهایی لنین، سازمانده و رهبر انقلاب اکتبر، بعد از یکی دو سال مریضی و دور ماندن از سوخت و ساز سیاسی جامعه روسیه درگذشت.

من وقتی که به لنین فکر می کنم، به "امپریالیسم، آخرین مرحله سرمایه داری"، به "چه باید کرد؟" به "دولت و انقلاب"، به "دو تاکتیک سوسیال دمکراسی" به "یک گام به پیش، دو گام به پس" و امثالهم فکر نمی کنم. بیشتر به لنین دوره های "ایسکرا"، به لنین سازمانده حزبی که رهبری انقلاب روسیه را به دست گرفت، به لنین "تزهای آوریل"، به لنین به شکست کشاندن توطئه های کورنیلیووف، به لنین مصمم در خاتمه دادن به جنگ جهانی اول و به لنین سازمانده حزب و تحزب کمونیستی فکر می کنم. به لنینی فکر می کنم که وقتی دست به قلم می برد، در این فکر بود که چطور دست فعالین سیاسی و اکتیویستها را در دست هم بگذارد. به لنینی فکر می کنم که در فکر این بود که چطور قدرت سرمایه دارها را تضعیف کند. به لنینی فکر می کنم که وقتی که اسمش می آمد، همه، از مخالف و موافق، از سرمایه دار و کارگر، از زن و مرد و جوان و پیر، در همه جای دنیا، هر کسی که اسمی از او شنیده بود و می دانست چه رسالتی برای خودش تعریف کرده، به احترام از او اسم می برد. لنینی که پراتیکش موجب شد کارگر در هر کجای دنیا با سرافرازی در مقابل سرمایه دار بایستد و حقش را بخواهد.

لنین هیچوقت مبارزه برای دنیای بهتر را، مبارزه برای خلاصی از فلاکت سرمایه را برای خاطرات نویسی ترک نکرد. لنین هیچوقت خودش را سرگرم این نکرد که در گذشته چقدر مبارزه کرده است و چقدر رهبر بوده. او چشم در چشم روزنامه نگاری که به او یادآوری می کرد در انقلاب ۱۹۰۵ چه از خودگذشتگی هایی کرده، گفت: "برای این انقلاب چکار کرده ای؟!"



یاد لنین همیشه زنده است!


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر