۱۴۰۰ دی ۲۵, شنبه

تجزیه طلب

به دنبال انتشار عکس "توالت فرنگی کوروش کبیر" در صفحه فیسبوکم، یکی از دوستان فیسبوکی من به نام "مهدی راموز" در کامنتی زیر آن استاتوس نوشته است: "اونجا چهار تا تجزیه طلب رو می گذاشته میریده تو دهنشون تا گه خوری اضافه نکنن. اونجا که بازه کله تجزیه طلب ها میذاشته دقت کن." معلوم نیست چرا با انتشار یک عکس طرف باید اینقدر آشفته خاطر شود که کلی فحش بار دیگران بکند. من که هیچوقت تجزیه طلب نبوده ام و به یک چنین مقوله ای فکر هم نکرده ام، راستش نمی دانم این تجزیه طلبی چیست که اینقدر بعضی ها را عصبانی می کند؟ حقیقتا نمی دانم که در یکپارچگی کشوری و تمامیت ارضی آن چه حکمت و چه اسراری نهفته است که بعضی از آدمهایی را که روزانه باید برای در آوردن لقمه نانی آفتاب ظهور نکرده از خانه بزنند بیروند و تا غروب آن به خانه برنگردند، برای دفاع از آن حاضرند شب و روزشان را تباه کنند؟ یاد آن گفته معروف محمدعلی کلی افتادم: "من از فراخواندن به سربازی طفره نمی روم. من پرچمی را آتش نمی زنم. من به کانادا فرار نمی کنم. همینجا می مانم. می خواهی منو زندان بفرستی؟ بفرما! من چهارصد ساله که در زندان توام. لازم باشد ۴ یا ۵ تای دیگر هم آنجا می مانم؛ اما من کمکت نمی کنم که ۱۶ هزار کیلومتر آنور دنیا کسی را بکشی. اگر بخوام بمیرم، همینجا، و همین حالا در جنگ با تو می میرم. تو دشمن منی نه آن چینی، نه آن ویت کنگ و نه آن ژاپنی. توئی که با آزادی من مخالفت می کنی. توئی که با من مخالفت می کنی وقتی عدالت می خوام. توئی که با من مخالفت می کنی وقتی برابری می خوام. می خواهی بروم جائی برایت بجنگم؟ تو حتی از حقوقم در همین آمریکا دفاع نمی کنی!"

دوست دارم که همین مهدی راموز و یا کس دیگری که از خیال تجزیه طلبی دیگران برآشفته می شوند برایمان توضیح بدهند که چرا سالانه میلیونها آدم به دنبال امنیت و رفاه حاضرند به جای دیگری بروند و به خیالشان هم نیست که خاک یکپارچه بماند و یا نماند؟ بقول تولستوی، مگر در چند متر زمین به دنیا آمدی و در چند متر جنازه ات جا می شود که سنگ کل یک جغرافیا را به سینه می زنی؟ آدم شریف و منصف باید خوشحال باشد که مردم امروز ارمنستان، آذربایجان، ترکمنستان و جاهای دیگری که روزی بخشی از خاک به اصطلاح ایران بودند، اما امروز نیستند و زیر سیطره آخوندیسم زندگیشان تباه نشده است. زنانشان مجبور نیستند چادر و حجاب سر کنند و شلاق خورده و سنگسار شوند. آدم شریف و منصف باید روزی هزار بار از خدا بخواهد که مردم هر بخشی از ایران که بتوانند رها شوند، از شر جمهوری اسلامی و یکپارچگی این سرزمینی که مردم آن فقط تباهی دیده اند، خلاص شوند. خدا لعنت کند آن آدمی را که بخواهد ایران به اندازه روسیه امروز وسعت داشته باشد، به اندازه هند و چین جمعیت داشته باشد، اما مردمان آن در دام دیکتاتوری پهلوی و آدمخوران جمهوری اسلامی دست و پا بزنند. من می خواهم مردم ایران از دست این وضعیت خلاص شوند، حتی اگر این به معنای محو نام ایران باشد!



فقط یک دقیقه، قول می دهم فقط یک دقیقه کافی است که آدم فکر کند تا متوجه شود "تمامیت ارضی" چقدر پوچ و مزخرف است؛ بخصوص برای کسی که هیچگونه منفعی، نه مالی و نه معنوی در این تمامیت داشته باشد.

۲۳ نوامبر ۲۰۲۱

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر