۱۳۹۳ مهر ۵, شنبه

داعش‌ها حاصل چه سیاستی هستند؟

آمریکا و متحدینش بار دیگر دندانهایشان را تیز کرده‌اند که این بار به بهانه داعش باز هم به "جنگ" تروریستها بروند.(۱) یک سال پیش در ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۳، مطلبی تحت عنوان "دخالت های خارجی و متدهای متفاوت"(۲) نوشتم که آنجا به متد مارکسیستی در برخورد به دخالتهای دولت غربی پرداخته بودم. خواندن آن نوشته را به کسانی که وقت و حوصله دارند مسائل آن روز را دنبال کنند، توصیه می کنم. در این یادداشت به چند نکته دیگر اشاره خواهم کرد که به نوعی دنباله همان متد است.
زندگی عادی ای که اکثر مردم دنیا امروز با آن آشنا هستند در عراق معنای خود را از دست داده است. اگر دنبال کردن این موضوع مختص سیاسیونی که مسائل را از نزدیک دنبال می کنند بود، با کشت و کشتار و حمام خونی که داعش به راه انداخته است، امروز دیگر کسی در هیچ گوشه ای از جهان نیست که از این وضعیت بی خبر مانده باشد. برای توضیح این موقعیت اول باید به خود داعش پرداخت. داعش چیست و از کجا آمده؟
هیچ آدم سیاسی جدی ای که مسائل را دنبال کرده باشد بر این باور نیست که داعش یک جنبش سیاسی است. فلاح الوان، "رئیس فدراسیون شوراها و اتحادیه های کارگری در عراق" در گزارشی(۳) می گوید که داعش از سه نیروی سیاسی کاملا متفاوتی تشکیل شده است: ۱) بعثی و ارتشی‌های سابق صدام حسین، ۲) نقشبندی‌ها که نیروی نظامی عزت ابراهیم الدوری، یکی از معاونهای سابق صدام هستند، و ۳) "داعشی"ها، همان نیرویی که با سر بریدن و قساوتهای که در شنگال و کوبانی راه انداختند توجه جهان را به خود جلب کرده است. اولی ها و دومی ها واضح است که نیروهای از قدرت ساقط شده ای هستند که دارند زور می زنند به امید خدایشان و در زیر خلاء قدرت دولتی باثبات و با بند و بست و شاخ به شاخ شدن آمریکا و جمهوری اسلامی، بار دیگر شاید به صورتی دیگر وارد عرصه قدرت دولتی بشوند. آن نیروی سوم، و یا وحشی هایی که می خواهند دنیا را ۱۴۰۰ سال به عقب برگردانند، مسئله دیگری دارند. اینها تعدادی آدم هستند که از هر کشوری، از انگلیس و کانادا و آلمان گرفته تا عراق و کردستان و یمن و افغانستان و عربستان چند نفری دور هم جمع شده اند و باز در خلاء یک قدرت دولتی مقتدر و در اتحاد با دیگر مخالفین دولت مترسک مرکزی عراق یکه تازی می کنند.
اما همین گروه وحشی سوم را هم نباید یک دست فرض کرد. در بین اینها هم هستند کسانی که از سیاست خارجی آمریکا و جنایتهایی که در چهارگوشه دنیا مرتکب می شود به تنگ آمده و حاضرند دست به قساوتهایی بزنند که دنیا را امروز متحیر کرده است! در دنیای مدرن امروز، هستند کسانی که در قلب اروپا و آمریکا زندگی می کنند و حتی مسلمان زاده هم نیستند اما بخاطر سیاستهای، بخصوص خارجی آمریکا، با این وحشی ها احساس همدردی می کنند!

موضوع بحث من این نیست. بحثم این است که وقتی ناتو به کشوری مثل عراق حمله می کند تا دولت مرکزی آن را ساقط کند و کشور وارد یک بلبشوی سیاسی و کشت و کشتار فرقه ای - مذهبی می شود که در عرض ۱۰ سال ۵۰۰ هزار نفر غیرنظامی جان خود را از دست می دهند، دیوانه هایی که پرچم سیاه بلند کرده و روزی یک میلیون دلار از طریق عوارض گمرکی و فروش نفت به ترکیه درآمد دارند، در یک چنین فضای رعب و وحشتی سر بلند می کنند و خود نیروئی می شوند. اینها، همچنانکه گفتم، جنبشی سیاسی نیستند، بلکه تروریستهایی هستند که به دلائل مختلفی، از جمله برگشت به ۱۴۰۰ سال پیش و مخالفت و نفرت از زوایای ارتجاعی با سیاستهای دولت آمریکا، که در کشورهایی مثل عربستان، بحرین، یمن، قطر، امارات متحده و غیره و غیره دولتهایی را که صرفا با کمک سیاست خارجی آمریکا سر پا هستند و روزانه کرور کرور آدم سر می برند و زندگی را بر توده های مردم حرام کرده اند، میداندار می شوند. ناگفته هم نباید بماند که اینها بدون حمایتهای آشکار و ضمنی دولتهایی چون عربستان، ترکیه، و دیگر شیخ نشینهای خلیج تاب مقاومت یک روز را هم ندارند.
شیوخ عربستان که روزانه به همان اندازه داعشی ها سر از بدن جدا می کنند، دولت اسلامی ترکیه که بخاطر جنگش با پ ک ک راه را بر قتل عام مردم کردزبانی که پ ک ک آنجاها پایگاه دارد باز می کند و آتش بیار معرکه می شود، از کلیدی ترین متحدان ناتو در منطقه هستند. اینها همه در چهارچوب سیاستی است که سالانه ۶۰۰ میلیارد دلار بودجه ارتشش است و در صدها جزیره و کشور، بیش از هزار پایگاه نظامی دارد! این بودجه و این سیاست، سیاست آدمکشی تروریسم دولتی آمریکا است که بخاطر برهم زدن معادلات سیاسی به ضرر اعتراضات توده ای، حاضر است جهان را به آتش بکشد. حاضر است طالبان و القاعده و کنترا و سازمان "آزادیبخش" کوسوو سر هم کند.
اوباما امسال در گردهمایی سازمان ملل گفت: "آینده متعلق به کسانی است که می سازند نه آنانی که خراب می کنند." این را رئیس دولتی می گوید که دارای عظیم ترین ماشین تروریسم دولتى و ارعاب و باج خورى بین المللى است. رئیس تنها دولتی که سلاح اتمى علیه انسان بکار برده و صدها هزار مردم بیخبر و بیگناه در دو شهر هیروشیما و ناکازاکى را در ظرف چشم به هم زدنی خاکستر کرده است. میلیونها نفر را در ویتنام بقتل رسانده و این سرزمین را با بمباران شیمیایى براى سالها بیمصرف کرده است. ارباب ماشین آدمکشی به نام ناتو، که از عراق تا یوگسلاوى خانه و مدرسه و بیمارستان را بر سر مردمش خراب کرد و نان و داروى میلیونها کودک را در یوگسلاوی و بسیاری کشورهای گروگان گرفته اند. متحد اصلی دولت اسرائیل، که با اشغال و قتل عام مردم سر پا مانده است. تصرف می کند، آواره و زندان و محروم می کند. به اردوگاه‌هاى کسانی که خود آواره کرده اند بمب و راکت می‌زنند و به کودکان خردسال وحشتزده پناه گرفته در آغوش پدر و مادر شلیک می‌کنند. از هیروشیما تا ویتنام تا گرانادا تا عراق، از میدانهاى تیرباران در اندونزى و شیلى تا قتلگاههاى فلسطین، کارنامه و پرونده این "آینده ساز"، عیان و غیر قابل انکار جلوى چشم جهانیان است. داعش را این سیاستها به وجود آورده است. بانی آن این سیاست خارجی است.
اوباما در همان جلسه مزبور گفت و قبلتر هم جو بایدن، معاون وی گفته بود که "قصد دارند ریشه داعش را بخشکانند." اما چه کسی است که دیگر به این گونه عبارات بی محتوا و توخالی اهمیتی بدهد. اگر داعش و القاعده و طالبان و الشباب و کنترا و بوالکحرام را خودشان برای رقابت با کسانی سر هم نکرده باشند، سیاستهای آدمکش خارجی آنها داعش‌ها می زاید. مبارزه با تروریسم کار آمریکا نیست. خلق آن رسالت سیاست خارجی آن است. برای ریشه کن کردن داعش‌ها، باید جبهه ای سازمان داد که هم بر علیه داعش بجنگد و هم بر علیه داعش سازان.

=========
(۱) دنیا پس از ١١ سپتامبر
(۲) دخالتهای خارجی و متدهای متفاوت:
(۳) گزارشی از فلاح الوان، رئیس فدراسیون شوراها و اتحادیه های کارگری در عراق
۲۴ سپتامبر ۲۰۱۴
("سهند" شماره ۲۱)

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر