۱۴۰۵ خرداد ۲۳, شنبه

من از دیپورت تریتا پارسی حمایت می‌کنم

خبر این روزها این است که تریتا پارسی اعلام کرده دولت آمریکا در حال بررسی وضعیت اقامت اوست و احتمال دارد گرین‌کارتش تمدید نشود. او این اقدام را نتیجه مخالفت خود با جنگ میان آمریکا و جمهوری اسلامی معرفی می‌کند. اما مشکل تریتا پارسی هرگز صرفا مخالفت با جنگ نبوده است.

 

من از حق پناهندگی دفاع کرده‌ام و همچنان دفاع می‌کنم. دیپورت انسان‌ها به جایی که جان و زندگی‌شان در خطر است، سیاستی ضدانسانی است. اما تریتا پارسی نه یک پناهنده سیاسی است و نه فردی که از جمهوری اسلامی گریخته باشد. او سال‌هاست یکی از شناخته‌شده‌ترین مدافعان سیاست "تعامل" با جمهوری اسلامی در واشنگتن بوده و تمام شهرت سیاسی خود را بر همین اساس ساخته است. حتی خودش بارها از نقش مشورتی و همکاری نزدیک با دولت اوباما در پیشبرد توافق هسته‌ای سخن گفته است.

 

تریتا پارسی بنیانگذار نایاک (NIAC) است. نایاک خود را سازمانی برای دفاع از منافع ایرانیان آمریکایی معرفی می‌کند، اما در تمام سال‌های فعالیتش بیش از هر چیز به مخالفت با تحریم‌ها، فشار سیاسی بر جمهوری اسلامی و حمایت از سیاست نزدیکی واشنگتن و تهران شناخته شده است. به همین دلیل نیز همواره محل مناقشه بوده و منتقدان بسیاری آن را نهادی همسو با منافع جمهوری اسلامی دانسته‌اند.

 

تریتا پارسی سال‌ها از پشت تریبون‌های دانشگاهی و رسانه‌ای برای مردم ایران نسخه "دیپلماسی با جمهوری اسلامی" پیچید، اما حالا خودش ناگهان کشف کرده که دولت‌ها می‌توانند نسبت به اقامت افراد تصمیم بگیرند. انگار وقتی جمهوری اسلامی فعالان کارگری، زنان، و مخالفان سیاسی را سرکوب می‌کرد، همه چیز بخشی از پیچیدگی‌های ژئوپولیتیک بود. اما وقتی نوبت به گرین‌کارت خودش رسیده، ناگهان حقوق مدنی و آزادی‌های فردی اهمیت پیدا کرده‌اند.

 

مشکل اصلی تریتا پارسی این نیست که مخالف جنگ است. میلیون‌ها نفر مخالف جنگ هستند. مشکل این است که او سال‌ها تلاش کرده جمهوری اسلامی را نه به عنوان یک حکومت قرون وسطائی سرکوبگر، بلکه به عنوان یک بازیگر منطقی و قابل اعتماد در نظام بین‌الملل معرفی کند. در روایت او، همیشه تحریم‌ها مشکل بودند، فشارها مشکل بودند، منتقدان جمهوری اسلامی مشکل بودند، اما خود جمهوری اسلامی به شکلی معجزه‌آسا هرگز مشکل اصلی نبود.

 

در تمام این سال‌ها هزاران زندانی سیاسی، زنان معترض، فعالان کارگری، دانشجویان و مخالفان جمهوری اسلامی هزینه واقعی این حکومت را پرداخت کرده‌اند. بسیاری از آنان مجبور به فرار شده‌اند و در کشورهای غربی به دنبال امنیت گشته‌اند. برای این انسان‌ها، خارج کشور باید محل امنیت باشد، نه زمین بازی لابیست‌ها، مبلغان و وکلای غیررسمی حکومتی که از سرکوب جمهوری اسلامی ارتزاق سیاسی می‌کنند.

 

به همین دلیل است که من از دیپورت تریتا پارسی خوشحال نمی‌شوم، اما از این که غرب دیگر بهشت امن و بدون هزینه برای مدافعان جمهوری اسلامی نباشد استقبال می‌کنم. اگر قرار است کسی از مزایای جوامع آزاد برخوردار شود، حداقل نباید تمام انرژی سیاسی خود را صرف توجیه و سفیدشویی یکی از سرکوبگرترین حکومت‌های معاصر کرده باشد.

 


و البته یک نکته آخر. تریتا پارسی امروز می‌گوید قربانی عقاید سیاسی خود شده است. شاید بد نباشد یک بار هم از خودش بپرسد میلیون‌ها ایرانی قربانی عقاید سیاسی چه کسانی شده‌اند. پاسخ این سوال را نه در واشنگتن باید جستجو کرد و نه در دانشگاه‌های آمریکا. پاسخ را باید در زندان اوین، در خاوران و دیگر در گورستان‌های بی‌نام و نشان، و در صف طولانی پناهجویانی پیدا کرد که از همان حکومتی گریخته‌اند که تریتا پارسی سال‌ها برای عادی‌سازی چهره آن تلاش کرده است.

۱۳ ژوئن ۲۰۲۶

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر