به مناسبت "مستند" ترانه علیدوستی
اعتیاد واژهای منفی است، اما معنای دقیقتر آن نه "وابستگی آگاهانه"، بلکه "عادت کردن" است؛ عادت به وضعیتی که در ابتدا غیرقابل تحمل بوده، اما بهمرور به امری عادی بدل شده است. روایت زندانیان دهه شصت از سلولهایی که بوی ادرار در آنها دیگر به مشام ساکنان قدیمی نمیرسید، دقیقا استعارهای از همین عادتپذیری است: شرایط تغییر نکرده، انسان به آن خو گرفته است.
بحث امروز پیرامون ترانه علیدوستی، در واقع بحث بر سر یک فرد نیست؛
بحث بر سر همین عادتپذیری است. بخشی از چپ حاشیهنشین، با ارجاع مداوم به گذشته
سلبریتیها، هر همراهی کنونی با جنبش "زن، زندگی، آزادی" را مشکوک،
پروژهای، یا حتی "حکومتی" میخواند. گویی معیار قضاوت نه کنش امروز،
بلکه پروندهای است که باید تا ابد باز بماند. استدلال مرکزی این طیف آن است که
تمرکز بر "سقوط دیکتاتور" و شعار "همه با هم" برای طبقه کارگر
و فرودستان نان و آینده نمیآورد؛ مسئله اصلی آلترناتیو است و اینکه چه نیرویی
قدرت را به دست میگیرد. این استدلال، در سطح نظری حرف تازهای نیست و حتی میتواند
درست باشد. اما مسئله آنجاست که این استدلال در این مقطع مشخص، کارکردی وارونه پیدا
میکند: نه بهمثابه نقد قدرت آینده، بلکه بهعنوان ترمز جنبشی که هنوز درگیر بدیهیترین
مطالبه، یعنی پایان جمهوری اسلامی است.
تناقض دقیقا همینجاست. مخالفت یک هنرپیشه خوشنام که از نخستین روزهای "زن،
زندگی، آزادی" ایستاده، هزینه داده، زندان رفته، ممنوعالخروج و ممنوعالکار
شده، تبدیل میشود به بهانهای برای کماهمیت جلوه دادن جنبش. گویی مسئله نه
سرکوب، نه زندان، نه اعدام، بلکه خطر مبهم رفاه نداشتن آیندهای است که هنوز حتی
آغاز نشده است. اینجا باید پرسید: چه چیزی واقعا بازتولید عادت به جمهوری اسلامی
است؟ حضور یک سلبریتی در کنار مردم، یا جابهجا کردن مداوم افق مبارزه به فردایی
نامعلوم؟ تجربه ۵۷ قرار بود ما
را نسبت به مصادره انقلاب هوشیار کند، نه اینکه ما را به تماشاگران محتاط وضع
موجود بدل سازد. تجربه ۵۷ هشدار میدهد،
اما فلج نمیکند. جنبشی که هنوز "دور نگرفته"، به تعبیر خود ترانه علیدوستی،
و حول یک مطالبه مشترک شکل گرفته، با طرح زودهنگام مسئله آلترناتیو از سوی نیروهایی
که خود هیچ آلترناتیو اجتماعیِ زندهای ندارند، تضعیف میشود. نقد آینده، بدون
مشارکت در اکنون، بیشتر شبیه توجیه زیستن زیر همان بویی است که سالهاست به آن
عادت کردهایم.
مسئله، ترانه علیدوستی نیست. مسئله این است که آیا میخواهیم از عادت
به جمهوری اسلامی عبور کنیم، یا با زبان رادیکال، همان عادت را بازتولید کنیم.
۲۶ دسامبر ۲۰۲۵
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر