اخیرا ویدیوکلیپی از علی جوانمردی در فضای مجازی
در میان بعضی از مخالفین رضا پهلوی دست بدست شده است که در آن، به جای پرداختن به
نقد سیاسی روشن و مستدل برنامه و اهداف رضا پهلوی، درباره همسر ایشان و نسبت دادن
روابط شخصی ادعایی به او سخن گفته میشود. فارغ از انبوه کلیگوییها و شعارهای
تهی درباره "عظمت ایران" و تاریخ سازیهای سطحی در این ویدیوکلیپ، مسئله
اصلی نوع مواجهه با سیاست است؛ فروکاستن سیاست به حاشیه سازی، شایعه پراکنی و تعرض
به حریم خصوصی.
پرداختن به همسر یا اعضای مؤنث خانواده یک فرد و
چهره سیاسی، آن هم با زبان آغشته به زن ستیزی و اتهام، نه نقد است و نه افشاگری. این روش،
بازتولید همان منطق ارتجاعیای است که جامعه ایران سالهاست با آن درگیر است؛ منطقی
که بجای سنجش برنامهها، مواضع، کارنامه و مسئولیتهای سیاسی، به بدن، زندگی خصوصی
و حیثیت افراد - آن هم زنانی که شاید خود موضوع سیاستگذاری آن افراد نباشند - چنگ
میاندازد. چنین رویکردی، سیاست را از عرصه عمومی و استدلالی به میدان ابتذال و تخریب اخلاقی میکشاند.
سیاست بالغ، مستلزم تمرکز بر مسئولیتها و مواضع
است: چه گفته شده، چه کردهاند، چه برنامهای دارند و چه پیامدهایی بر زندگی جمعی
میگذارد. سیاست رضا پهلوی عرصه عمومی است که همه حق دارند به آن پردازند؛ اما
زندگی خصوصی ایشان و یا همسرشان، عرصه خصوصی است که نباید فرهنگ سرک کشیدن به آن
را عادی سازی کرد! اگر نقدی به یک جریان یا چهره وجود دارد، میدان آن سیاست است،
نه خانواده. انتقال نزاع به حوزه خصوصی، نشانه فقر استدلال و ناتوانی در مواجهه با
مسائل واقعی است.
در نهایت، مبارزه با ابتذال سیاسی بخشی از
مبارزه برای آینده سیاسی بهتری است. بدون پاسداشت مرزهای اخلاقی نقد و بدون به رسمیت
شناختن کرامت انسانی، حتی در قبال مخالف و دشمن، هیچ سیاست رهایی بخشی شکل
نمیگیرد. جامعه ایران بیش از هر زمان دیگر به نقدی نیاز دارد که هم ریشهدار باشد
و هم مسئولانه؛ نقدی که بهجای بازتولید ارتجاع، افقهای عقلانی و انسانی را گسترش
دهد.
ناصر اصغری
۲۷ دسامبر ۲۰۲۵
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر