۱۳۹۸ آبان ۴, شنبه

حزب دمكرات و جنگ با آزادی


از لابلای نوشته دوستانی كه درباره اطلاعیه اخیر حزب دمكرات كردستان ایران درباره جنگ سراسری حزب دمكرات كردستان ایران و كومه له منتشر كرده است اظهار نظر كرده اند، دو نكته نظرم را جلب كرد. اختلافات حزب دمكرات كردستان ایران و عبدالله مهتدی، و موضوع جنگ سراسری كومه له و حزب دمكرات. به این دو موضوع به اختصار اشاره كنم.

اختلافات حزب دمكرات و عبدالله مهتدی
عبدالله مهتدی در كتاب خاطرات خود هر چه گفته باشد كه مورد عصبانیت امروز حزب دمكرات شده است و در دوره گذشته چه نقشی در كومه له و حزب كمونیست ایران دارا بوده باشد، امروزه اما جزئی از جنبش ناسیونالیسی در كردستان است كه دنیا را نهایتا با همان عینك حزب دمكرات كردستان می بیند. در نتیجه دعوای امروزشان اصالتی ندارد. در مورد جنگ سراسری حزب دمكرات با كومه له هم، عبدالله مهتدی عضو جنبش ناسیونالیسم كرد نمی تواند منبع مشروعی برای نظر دادن بر سر آن جنگ باشد؛ چرا كه عبدالله مهتدی امروزه تاریخ آن دوره خود را لعن و نفرین می كند. عبدالله مهتدی امروز، سخنگوی كومه له آن روز نیست. سخنگوی یك جریان قوم پرست است كه خود بارها گفته است به یك جنبش دیگری تعلق دارد. حزب دمكرات این را می داند اما نیاز دارد كه از اسم عبدالله مهتدی در این حین و بین و گیر و دار استفاده كند، چرا كه این اسم در دوره جنگ بین حزب دمكرات و كومه له به یك جنبش دیگری تعلق داشت.
نكته دیگری كه مهم است در این رابطه در نظر گرفته شود، این است كه این تنها عبدالله مهتدی نیست كه در این دوره درباره جنگ كومه له و حزب دمكرات اظهار نظر كرده است. از قضا همه آغازگر این جنگ را حزب دمكرات معرفی كرده‌اند. چرا حزب دمكرات نسبت به گفته های عبدالله مهتدی این چنین عكس العمل نشان می دهد!؟ بنظر من این موضوع را باید در موقعیت این دو جریان در نزد رهبران ناسیونالیسم كرد در عراق و مشخصا جلال طالبانی جستجو كرد كه روابط بهتری با عبدالله مهتدی دارند. این موضوع گرچه سیاسی است، اما حزب دمكرات نمی تواند آن را سیاسی هضم كند و به ریشه های آن پی ببرد. بنابراین اگر چنین به نظر می رسد كه بخاطر یك واقعه دو دهه و نیم گذشته شاخ و شانه می كشد، در عالم واقع محاسبات رقابتی بر سر منافع سیاسی در یك بستر مشترك را در نظر دارد. نگران این است كه دور و بری های عبدالله مهتدی رئیس پاسگاه های آینده كردستان ایران بشوند و باز هم سر اینها بی كلاه بماند.
در خود كردستان ایران هم نیروهای ناسیونالیست دیگری اكنون پا به عرصه رقابت با نیروهای سنتی مثل حزب دمكرات و جریان عبدالله مهتدی گذاشته اند. این نیروها میانه خوبی با عبدالله مهتدی ندارند و خود را كم و بیش به حزب دمكرات نزدیك می بینند. حزب دمكرات لازم است كه برای جلب توجه بیشتر این نیروها هم كه شده، زبان خود را بر سر عبدالله مهتدی درازتر كند؛ بخصوص از آنجا كه در كردستان عراق عبدالله مهتدی در نزد ناسیونالیستها دست بالاتری دارد.
در كل مجموعه ای فاكتور دست به دست هم میدهند كه اكنون حزب دمكرات بدون وارد شدن مستقیم به اصل قضیه كه همراه با زد و بند با جمهوری اسلامی و دیكتاتورمنشی یك جریان فكسنی كه هشتش گرو نه اش بود و می خواست آزادی بیان جریانات سیاسی دیگر را محدود، مشروط و سركوب كند بود، رقابتش با عبدالله مهتدی را طور دیگری بیان می كند. منتها از این نمد كلاهی نصیب حزب دمكرات نمی شود. مبارزه سیاسی را باید سیاسی كرد و اگر كسی بخواهد دو نفر جدی در عالم سیاست را قانع كند، باید ابتدا خود را جدی بگیرد.


منشاء جنگ حزب دمكرات و كومه له
ظاهر قضیه این است كه حزب دمكرات از این موضوع خشمگین شده كه عبدالله مهتدی گفته است كه این حزب دمكرات بود كه ابتدا جنگ بین كومه له و حزب دمكرات را شروع كرد. منظور حزب دمكرات از این موضوع شروع جنگ نظامی سراسری است كه با درگیریهای اورامانات در آبانماه سال ١٣٦٣ شروع شد. بگذارید فرض را بر این بگذاریم كه این جنگ را حزب دمكرات شروع نكرد ـ گرچه این فرض غلطی است و هر كسی كه وقایع آن دوره را دنبال كرده باشد، به خوبی به یاد دارد كه حزب دمكرات بعد از حمله به پیشمرگان كومه له تعداد زیادی از آنها را بقتل رساند و تعدادی را هم دستگیر كرد كه همین دستگیرشدگان را هم با قصاوت تمام اعدام كرد. اما اجازه بدهید برای یك لحظه فرض را طور دیگری بگیریم. آیا حزب دمكرات منكر این میشود كه بسیار قبل از اینكه حرفی از تشكیل حزب كمونیست ایران باشد ـ كه برای عوامفریبی جنگ بین كومه له و حزب دمكرات به تشكیل حزب كمونیست و باصطلاح «آمدن فارسها» نسبت می داد ـ و سال‌ها قبل از درگیری نظامی سراسری بین كومه له و حزب دمكرات، در منطقه كامیاران به پیشمرگان كومه له حمله كرد؟ آیا حزب دمكرات منكر این میشود كه به مقر پیشمرگان سازمان پیكار در راه آزادی طبقه كارگر حمله كرد و سه تن از پیشمرگان این سازمان را به قتل رساند؟ حمله به كومه له در منطقه سردشت چه؟ آیا حزب دمكرات منكر این میشود كه در روستای باش بلاغ عضو كومه له را دستگیر و اعدام كرد؟ آیا منكر این میشود كه به كومه له یكسانی حمله نظامی كرد؟ به سازمان چریكهای فدائی، وحدت كمونیستی، راه كارگر چه؟ آیا منكر این می شود كه در كوره پزخانه های بوكان دست به اذیت و آزار فعالین كارگری زد؟ چه كسی این درگیریها را شروع كرد؟ در هیچكدام از این موارد حتی افراد و سازمان‌هائی كه مورد حمله قرار گرفتند، مقابله به مثل هم نكردند! می خواهم نتیجه بگیرم كه حزب دمكرات بخاطر سیاست منسجم ناسیونالیستی ای كه تحت رهبری عبدالرحمان قاسملو داشت، دقیقا می دانست كه چرا باید با جریانات چپ و كمونیست بجنگد. این سیاست منسجم ناسیونالیستی باضافه ارتجاع مذهبی كه تفكر بخش عظیمی از رهبری حزب دمكرات را تشكیل می‌داد، در برابر چپ و مشخصا كومه‌له كه مدافع برابری زن و مرد، آزادی بیان، آزادیهای سیاسی و تشكل، مبارزه با مذهب و خرافات و غیره در تضاد و تقابل مستقیم قرار داشت.

سیاست منسجم ناسیونالیستی
اشاره كردم كه حزب دمكرات كردستان ایران تحت رهبری عبدالرحمان قاسملو یك جریان منسجم ناسیونالیسم كرد بود كه راه رسیدن به هدف را تشخیص داده بود. تكیه‌گاهش پس از انقلاب همان تكیه‌گاهش در سال ١٣٢٤ بود. یعنی خانها، ملاها و سران عشایر. درگیری‌هایی كه این حزب با اپوزیسیون چپ داشت و دفاعی كه از مالكین و ملاها می‌كرد در همین چهارچوب بود. ناسیونالیسم كرد رسیدن به هدف را در مذاكره با دولتهای مركزی جستجو می‌كرد. در كردستان ایران اما با یك مشكل جدی روبرو شده بود. جنبش رادیكال و سرنگونی طلب توده ای در كردستان، جامعه شهرنشین و امروزی كردستان قبل از هر چیز مانع از زد و بند حزب دمكرات با جمهوری اسلامی بود. مردم در كردستان بر علیه حكومت اسلامی ایستاده بودند، حزب دمكرات نیروهای نظامی این رژیم را به كردستان اسكورت می‌كرد، به خمینی تبریك می‌فرستاد. حزب دمكرات اگر نیرویش بیشتر از مثلا كومه‌له و یا فلان جریان بود، بخاطر این بود كه ارباب فلان عشیره خود از حزب دمكرات بود و كل عشیره و رعیتهایش را برای این حزب مسلح كرده بود. وقتی كه سران عشایر در منطقه ارومیه و سلماس به طرف رژیم تغییر موضع دادند، نیروی چندین هزار نفره حزب دمكرات، در عرض یك هفته به حدود صد تا دویست نفر سقوط كرد! در مذاكراتی كه رهبری این حزب ـ بخصوص در اوایل انقلاب ـ با نمایندگان رژیم می‌داشت، هر بار این موضوع را كه «ما نمی‌دانیم در كردستان با كی طرف هستیم!» روی میز حزب دمكرات گذاشته می‌شد. حزب دمكرات مجبور بود برای اینكه بتواند «مزاحمت‌های» جریانات چپ را كم كند و جمهوری اسلامی بداند «با كی طرف است»، دست به اسلحه ببرد. رادیكالیسم در كردستان و وجود جریانات چپ در كردستان، حزب دمكرات را بعنوان یك نیروی سراسری و مدافع منافع اربابها و مانع اصلی رشد رادیكالیسم چپ ملزم به وارد شدن به عرصه حمله نظامی به كمونیستها و نیروهای چپ و همچنین سركوب دهقانان و كارگران می‌كرد. ورق به ورق این تاریخ ثبت شده است. قصد من اینجا فقط یك یادآوری به این موضوع بود.


مقاومت كومه له بر علیه حزب دمكرات
در همه مواردی كه حزب دمكرات به نیروهای چپ حمله می‌كرد، برایشان مزاحمت ایجاد می كرد، مراكزشان را می‌بست و به آنها حمله نظامی می‌كرد، هیچ كجا با مقابله به مثل درست و حسابی روبرو نشد. در بهترین حالت آماده باش به نیروهایشان می‌دادند. در بین بخش زیادی از نیروهای سیاسی در كردستان هم، شاید بغیر از كومه‌له، بعنوان «برادر بزرگتر جنبش كردستان» به رسمیت شناخته شده بود. این دید اما سریعا با تشكیل حزب كمونیست ایران و تضعیف هرچه بیشتر ناسیونالیسم در رهبری كومه‌له حاشیه‌ای و كنار گذاشته شد. این دید و امتیاز به حزب دمكرات با دفاع قاطع و صریح حزب كمونیست ایران از آزادی بیان و آزادیهای سیاسی و غیره تضعیف شد و مقاومت در برابر قلدری آن حزب انسجام پیدا كرد. بعد از حمله نظامی به كومه‌له در اروامانات افق و سیاستی كه بر كومه‌له حاكم بود این بود كه كمونیست و كارگری كه مسلح است، دیگر مجاز نیست در برابر جنایات حزب دمكرات سكوت اختیار كند. اگر جمهوری اسلامی در خیابانهای تهران و زندان اوین و قزل حصار جنایت و یكه‌تازی می‌كند، كمونیست آنجا دستش به جائی بند نیست. در كردستان اوضاع طور دیگری است. كمونیستی كه زیر سرنیزه جلادان جمهوری اسلامی اول ماه مه سرخ در سنندج برگزار می‌كند، این گردن گذاشتن به گروكشی و قلدری را از كمونیستی كه مسلح است و از حق و حقوق زحمتكشان و شوراها دفاع می‌كند، قبول نمی‌كند. و این اصلی است كه حزب دمكرات نه آن زمان و نه اكنون قابل به درك آن نبوده است.
اول ژانویه ٢٠١٠

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر