یادداشتهای انقلاب (۷)
انقلابی
که در جریان هست، امیدهای زیادی در دلهای زیادی، از عراق و سوریه و لبنان و
افغانستان گرفته تا نقطه نقطه خود ایران، زنده کرده است. برای بسیاری از ناظران رویدادهای
سیاسی ایران، این سئوال پیش آمده است که مردمی که با دستان خالی با رژیمی جنایتکار
و آدمکش روبرو شدهاند، چگونه میتوانند پیروز شوند؟ من اما جواب معجزه آسائی برای
آن ندارم؛ اما یک نکته را میتوان مطرح کرد که از نظر تحلیلی میتواند راه نشان
بدهد.
جمهوری
اسلامی با مردم معترضی روبرو شده است که با ذره ذره وجود آن مخالفند. با فرهنگش،
با اقتصادش، با دیپلوماسی اش، با تروریسمش، با مذهبش، با سانسورش، با آموزش و
پرورشش، با شیوه حکومت کردنش، با دزدیهای سرانش، با صدور اسلامش و غیره. هر جامعهای
اعتراض و معترض دارد و از این بابت ایران زیر سیطره جمهوری اسلامی تافته جدابافتهای
نیست. اما جمهوری اسلامی از یک نظر تفاوت بنیادی با بقیه جاها دارد. اگر مردم
معترض در جائی مثل عربستان و یا بحرین و قطر دست به اعتراض بزنند، سرکوب میشوند.
این را دیدهایم. سرکوب شدگان به خانه برمیگردند و فردا هر کدام به سر کارش میرود،
درآمدی دارد و نانی سر سفره میآید. اگر مردم بیکار و گرسنه در جائی مثل مثلا
پاکستان و یا هند به گرسنگی و بیکاری اعتراض میکنند، دستور تیراندازی بالای پشت
بام به پلیس ضدشورش داده نمیشود. معترضین را به انتخابات پارلمانی و دست به دست
شدن احزاب پاس میدهند. راه متشکل شدن کسی را سد نمیکنند.
در
ایران زیر سیطره جمهوری اسلامی، اما نه وعده کار و نانی به کسی میدهند، و نه
اجازه اعتراض و ایجاد تشکلی! تودههای معترض این را باید خود به کرسی بنشانند. اگر
امروز آمدند و سرکوب شدند، فردا دوباره برای همین مطالبات و با قدرت بیشتری به
خیابان می آیند. هیچ کس و کسانی به اندازه همان کسانی که دستور شلیک دادند و به
اندازه همان کسانی که به سوی مردم معترض شلیک کردند، نمیدانند که این رژیم رفتنی
است. تمام تلاش و تقلای آدمکشان آن این است که دو روز بیشتر عمر کنند.
۷
دسامبر ۲۰۱۹
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر