۱۴۰۴ دی ۱۱, پنجشنبه

هر لحظه جمهوری اسلامی، ادامه فاجعه است

در دفاع از لنین

 

اعتراضات اخیر بار دیگر بازار دست بردن به تئوری های کج و معوج را داغ کرده است؛ امری که البته چندان هم غیرمنتظره نیست. همیشه کسانی پیدا می شوند که همچون خروس بی محل، بی توجه به این که در عالم واقع کسی اعتنایی به این تئوری ها دارد یا نه، در جهان ذهنی خود سیر می کنند و نسخه سیاسی می پیچند، گویی نه با جامعه ای زنده و در حال انفجار، بلکه با یک تمرین انتزاعی روی کاغذ طرف هستند.

یکی از این رفقا که خود را سیاسی کار در ایران معرفی می کند، می نویسد وظیفه مارکسیست ها نه همراهی با اعتراض هاست و نه کناره گیری از صحنه. سپس برای مشروعیت دادن به این موضع معلق و سترون، به لنین متوسل می شود و از نوشته چه باید کرد چنین نتیجه می گیرد که هر شورش و اعتراضی الزاما به سود پرولتاریا نیست. لنین ۱۹۰۳، آن هم در متن و جدالی مشخص، تبدیل می شود به چماقی برای کوبیدن بر سر مردم ایران در اواخر ۲۰۲۵؛ با این پیام روشن که دست نگه دارید، نکنید، وقتش نیست. چون کمونیست ها هنوز به اندازه کافی سازماندهی نکرده اند، چون روشنگری کامل نشده است. یعنی تا اطلاع ثانوی، فاجعه ادامه پیدا کند و مردم صبر کنند.

در ادامه همان نوشته، گفته می شود که در شرایط کنونی رهبری سیاسی اعتراض ها در دست نیروهای لیبرال و سلطنت طلب خارج نشین است، میدان رسانه ای در اختیار رسانه های سرمایه داری است، و طبقه کارگر چه در صنعت و چه در خدمات و تولید نه سازمان یافته است و نه صاحب شعار مستقل. از این رو جنبش از نظر طبقاتی بی سر و از نظر سیاسی وابسته به بیرون از کشور معرفی می شود. از دل چنین توصیفی، نه فراخوان به مداخله، نه تلاش برای تغییر موازنه، بلکه توصیه عملی به انفعال بیرون می آید؛ زنده باد خانه نشینی تا جمهوری اسلامی با خیال راحت به حیات فاجعه بار خود ادامه دهد.

واقعا انسان تا چه اندازه باید به زندگی زیر سیطره جمهوری اسلامی خو گرفته باشد، تا بتواند با چنین خونسردی و از موضع بالا، خطاب به "رفقا، کارگران و پیشروان جنبش کارگری ایران"، نسخه نشستن در خانه بپیچد. این دیگر نقد سیاسی نیست، توجیه وضع موجود است؛ نه دفاع از لنین، بلکه استفاده ابزاری از نام او برای مشروعیت دادن به ترس، تعلیق و سازگاری با فاجعه ای که هر لحظه ادامه اش خود یک جنایت است.

دوستان؛ به جای این حرف های بی مایه و جمهوری اسلامی پسند، بروید در همان جایی که زندگی می کنید، جایی که اتفاقا مدام از تحزب و سازمان یافتگی اش گفته می شود، اعتراض سازمان بدهید. به رود خروشان اعتراض و انقلاب بپیوندید. همین حالا مردم در سراسر ایران می پرسند چرا کردستان و اذربایجان به این انقلاب نپیوسته اند. بروید اعتراض سازمان بدهید تا این نقد و فشار متوجه کردستان و اذربایجان نباشد. باور کنید ظلم و اجحافی که بر مردم همدان و تهران می رود، اگر بیشتر نباشد، کمتر از آنچه بر مردم کردستان می رود نیست.

۱ ژانویه ۲۰۲۶



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر