در چند روز اخیر مدیای اجتماعی و حتا بخشی از مدیای مین استریم پر شده
است از این ادعا که "یک زن مسلمان بانوی اول نیویورک شده است". ادعایی
که حاصل ذوق ایدئولوژیک است. بر چه اساسی چنین هویتی به راما دواجی، همسر زهران
ممدانی نسبت داده می شود و این نوع نام گذاری چه چیزی را درباره طرز فکر پشت این
روایت نشان می دهد. راما دواجی به این دلیل "مسلمان" معرفی می شود که ریشه
خانوادگی او به سوریه نسبت داده می شود. این تنها داده قابل اتکاست. این که او
متولد آمریکا است، این که نشانی از دینداری در زندگی او دیده نمی شود، این که خودش
چنین هویتی را اعلام نکرده است، و این که نه چادر و حجابی سر دارد و نه در حال
نماز خواندن است، همگی نادیده گرفته می شوند. این نوع نام گذاری محصول نوعی چپ و لیبرالیسم
سطحی است که سیاست هویت (Identity
Politics) را با پیشرفت یکی
می گیرد. در این نگاه، انسان فردی با حق انتخاب نیست، بلکه مجموعه ای از برچسب های
به ارث رسیده است؛ هویتی از پیش تعیین شده که محل تولد و پیشینه خانوادگی به جای
انتخاب شخصی درباره آن تصمیم می گیرند. نتیجه چنین نگاهی تداوم همان تقسیم بندی های
خشک و غیرانسانی است که آدم ها را در قالب های بسته و تغییرناپذیر حبس می کند.
اگر دین قرار است معنایی داشته باشد، باید بر اساس تعریف خود فرد معنا
پیدا کند، نه به صورت تحمیلی. این که بدون حجاب، بدون مناسک، بدون اعلام شخصی، و
صرفا بر اساس محل تولد والدین، فردی را مسلمان بنامیم، نه نشانه پیشرفت است و نه
نمایندگی. این شکل تازه ای از کلیشه سازی است که سکولاریسم، تردید و حق انتخاب فردی
را کنار می زند. همان چیزی که اتفاقا ترامپ و ترامپیسم می خواهند جا بیاندازند! چنین
رویکردی دین را به سرنوشت بدل می کند و حق تعریف خود را از انسان می گیرد. این دیگر
سیاست رهایی بخش نیست؛ ادامه همان نگاهی است که آدم ها را نه بر اساس آنچه هستند،
بلکه بر اساس آنچه دیگران می خواهند باشند، نام گذاری می کند.
۳ ژانویه ۲۰۲۶

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر