۱۴۰۴ دی ۲۲, دوشنبه

وقتی قیام مزاحم سوسیالیسم می شود

اسد گلچینی در نوشته اخیر خود به احزاب و جریان هایی که در کردستان ایران فراخوان اعتصاب داده اند می تازد و با یادآوری پیشینه سیاسی برخی از آنها، عملا در سوی مقابل قیامی می ایستد که نزدیک به دو هفته است در جریان است. شدت حمله چنان است که گویی مردم نه به خیابان و اعتصاب، بلکه به جنایتی تاریخی فراخوانده شده اند. در میانه خیزش و اعتراض، مسئله اصلی برای ایشان نه جمهوری اسلامی است و نه سرکوب خونین، بلکه نفس بیرون آمدن مردم و پیوند خوردن اعتراضات محلی با یک جنبش سراسری است.

معلوم نیست چرا دعوت مردم به اعتصاب، اعتراض و پیوستن به صف قیام باید تا این اندازه آزار دهنده باشد. مگر نه اینکه سال ها از دخالت مستقیم توده ها و نقش کنش جمعی در تغییر اجتماعی سخن گفته شده است. اکنون که بخشی از جامعه این دخالت را عملا پیش می برد، ناگهان این کنش به پروژه تحمیلی، قیچی کردن مبارزه و توهین به شعور مردم تقلیل داده می شود. اگر هر فراخوانی به اعتراض، پیشاپیش به نیت مهار رادیکالیسم و سازش متهم شود، باید پرسید که اعتراض مطلوب از نظر اسد گلچینی دقیقا چه زمانی، در چه شرایطی و با چه مجوزی قرار است رخ دهد.

او مدعی است در کردستان جنبش و شخصیت هایی وجود دارند که آلترناتیوشان سوسیالیسم است و نسبتی با ناسیونالیسم ندارند، و همزمان خود را سخنگو و داور این تمایز معرفی می کند. اما اگر این جنبش سوسیالیستی ادعایی آن اندازه که گفته می شود ریشه دار، گسترده و آماده است، چرا درست در بزنگاه قیام، به جای پیشروی، در موضع پرهیز و هشدار می ایستد و از بالا برای مردمی که در میدان هستند نسخه احتیاط می پیچد. چرا به جای حمله به فراخوان اعتصاب، ابتکار سیاسی را به دست نمی گیرد و مسیر سوسیالیستی مورد نظرش را به طور علنی، عملی و در دل همین خیزش پیش نمی برد.

اگر قرار است بدون سرنگونی جمهوری اسلامی و بدون عبور از این لحظه واقعی، یکراست به انقلاب سوسیالیستی جهش شود، باید پرسید این جهش چه زمانی قرار است رخ دهد. این وعده سر خرمن سوسیالیستی بالاخره کی از راه می رسد. مردم تا چه وقت باید در وضعیت انتظار بی سرانجام بمانند و هی قیافه جنایتکاران اسلامی را ببیند؛ و هر قیام واقعی را به این بهانه کنار بگذارند که با نقشه از پیش تعیین شده برخی همخوان نیست. سوسیالیسمی که همواره در آینده نامعلوم وعده داده می شود، بیش از آنکه افق رهایی باشد، به سرابی شبیه است که هر بار با نزدیک شدن، عقب تر می رود.



برخی این موضع را دعوت به خانه نشینی یا نوعی پاسیفیسم دانسته اند، اما در متن یک قیام جاری، حمله به بیرون آمدن مردم و بی اعتبار کردن کنش جمعی آنها صرفا انفعال نیست. به ویژه آنکه در متن فراخوان احزاب کردی، با هر پیشینه ای که داشته باشند، نه دعوت به انفعال دیده می شود و نه جدایی از مبارزه سراسری؛ بلکه تاکید روشن بر همبستگی با اعتراضات سراسری در ایران، محکومیت صریح سرکوب و کشتار و سیاست های جمهوری اسلامی، مطالبه آزادی و کرامت انسانی و پایان دادن به نظم سرکوبگر، و فراخوان به اعتصاب عمومی به عنوان ابزار فشار جمعی و سیاسی مطرح است. نادیده گرفتن این محتوا و حمله به نفس فراخوان، با هر میزان واژگان رادیکال، عملا ایستادن در برابر حرکت واقعی جامعه است. سوسیالیسمی که از ترس ناسیونالیسم، مردم را به صبر، تعلیق و انتظار فرامی خواند، در بهترین حالت نقدی بی دندان و در بدترین حالت مانعی نظری در برابر همان تغییری است که نامش را هر روز تکرار می کند.

۸ ژانویه ۲۰۲۶

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر