۱۴۰۵ فروردین ۱۶, یکشنبه

درباره توییت منتسب به اسماعیل بخشی

جمهوری اسلامی باز هم اینترنت را به بهانه‌ای جدید بر مردم بسته است. این‌بار بهانه بمب‌های آمریکا و اسرائیل است. البته این اولین‌بار نیست که در مواجهه با بمب‌ها، اینترنت در این جغرافیا قربانی می‌شود. پیش از این، در دی‌ماه ۱۸ و ۱۹، بمب‌های سرکوب و قتل بیش از ۴۰ هزار نفر بهانه‌ای شد تا دوباره اینترنت را قطع کنند. در سال ۱۴۰۱ هم به بهانه بمب مهسا امینی و بمب اعتراضاتی که در پی داشت، این محدودیت‌ها اعمال شد. خلاصه که در هر شرایطی، هرگاه اعتراضی (بمبی) شکل بگیرد، اینترنت به عنوان اولین قربانی در این سرزمین است.

با این حال، لازم است که انصاف را هم رعایت کنیم. هنوز افرادی چون حسن مرتضوی و محمد مالجو به عنوان گزارشگران جنگی داخل کشور، دسترسی به اینترنت دارند و به ما اطلاع می‌دهند که چطور جنگ اسرائیل و آمریکا علیه مردم بر زندگی روزمره تاثیر می‌گذارد و چه خطراتی متوجه آنان است. تحلیل‌هایی که از آسیب‌های این جنگ‌ها به دست می‌دهند، برای بسیاری از ما که به داخل دسترسی نداریم و آنهایی هم که در داخل به اینترنت دسترسی ندارند، بسیار ارزشمند است.

 


در این میان، توییتی از اسماعیل بخشی، فعال کارگری شناخته‌شده، منتشر شده که موضوعی برای بحث ایجاد کرده است. در این توییت آمده است: "امروز در داخل ایران، در بین مردم، شبکه ایران اینترنشنال با اختلاااااااف، بسیار منفورتر از صدا و سیما ج. ا. است." ایران اینترنشنال، رسانه‌ای است به‌شدت جهت‌دار در حمایت از رضا پهلوی و تبلیغات نتانیاهو. این رسانه از فرهنگ رایج ژورنالیسم به دور است و باعث شده بخش وسیعی از فعالین سیاسی، از جمله نگارنده، نه تنها به تحلیل‌ها و گزارش‌های آن توجه نکنند، بلکه حتی زحمت باز کردن تلویزیون برای تماشای این شبکه را به خود ندهند. من نمی خواهم شریک فرهنگ آخوندی – حزب توده غالب بر چپ استالینی بشوم که بدون مدرک این رسانه مرتجع را مزدور و یا اجیر شده این و یا آن دولت بدانم؛ برای اینکه نه سندی در این رابطه دارم و نه هم کسی از مسئولین این رسانه چنین گزارشی به کسی داده اند.

 

با این حال، منظور من در این بحث، رسانه ایران اینترنشنال نیست. بحث اینجاست که وقتی یک فعال کارگری مثل اسماعیل بخشی می‌گوید یک رسانه‌ای از صدا و سیما منفورتر است، این حرف تنها عصبانیت او را بیان نمی‌کند، بلکه نشان می‌دهد که به‌طور ناخودآگاه یا آگاهانه، در حال سفیدسازی رسانه‌ای است که در قتل هزاران معترض و نمایاندن جنازه عزیزان این جامعه در گونی‌های سیاه دست داشته است. رسانه‌ای که حتی پس از این قتل‌ها، اقدام به مسخره کردن کشته‌شدگان کرده است. اگر اسماعیل بخشی از این موضوع غافل است، باید به او یادآوری شود. البته باید توجه داشت که برخی محور مقاومتی‌ها به‌طور آگاهانه، این توییت را برای اثبات نظرات خود دستمایه می‌کنند و در حال بهره‌برداری از آن هستند تا جنایات رژیم اسلامی را سفیدسازی کنند.

 

برخورد به فعالین کارگری

در برخورد با افرادی چون اسماعیل بخشی، من همیشه احتیاط بیشتری به خرج می‌دهم؛ به دلایل خاص خودم. اول اینکه جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، جامعه‌ای بسته و سرکوب‌شده است و در چنین فضایی، هیچ‌گونه روندی مثل کشورهایی همچون انگلیس یا فرانسه وجود ندارد که در آن هر کارخانه یا محله‌ای برای خودش ده‌ها اسماعیل بخشی داشته باشد. در نتیجه، اگر به اشتباهات یک فرد که برای جنبش کارگری اهمیت دارد، بی‌توجهی کرده و تنها بر اشتباهاتش تمرکز کنیم، نه تنها به تقویت جنبش کارگری کمک نکرده‌ایم بلکه باعث تضعیف آن نیز می‌شویم. اسماعیل بخشی و دیگر فعالان می‌توانند اشتباهات زیادی مرتکب شوند. وظیفه ماست که این اشتباهات را گوشزد کنیم، اما باید در عین حال مراقب باشیم که اجازه ندهیم کسانی که از اشتباهات این افراد برای پیشبرد سیاست‌های خود بهره‌برداری می‌کنند، بتوانند به اهدافشان برسند.

 

دوم اینکه، یک فعال کارگری میدانی، در مقایسه با یک فعال حزبی، نباید انتظارات یکسانی از او داشت. فعال کارگری از دل مبارزه‌های واقعی و دردناک کارگران بیرون می‌آید و طبیعی است که این مبارزات، شامل اشتباهات و ناخالصی‌های سیاسی باشد. این اشتباهات نه تنها نشان‌دهنده ضعف فردی یا گروهی نیستند بلکه به‌عنوان بخشی از فرآیند مبارزه باید در نظر گرفته شوند. هیچ‌کدام از فعالان کارگری نمی‌توانند یا نباید خود را از اشتباهات سیاسی و عملی مصون بدانند. در عوض، باید این اشتباهات را به‌عنوان بخش جدایی‌ناپذیر از مسیر مبارزه بپذیریم و به همدیگر یادآوری کنیم که هدف اصلی نباید تخریب رفقا باشد، بلکه باید در کنار هم تلاش کنیم تا اشتباهات را اصلاح کنیم و جنبش کارگری را تقویت نماییم.

 

این نگرش به کارگران و فعالان کارگری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در دنیای سیاست و مبارزه طبقاتی، باید به یاد داشته باشیم که کسانی که به‌طور واقعی در میدان مبارزه هستند، ممکن است در برخی تصمیمات یا برخوردهای سیاسی دچار اشتباه شوند، اما این اشتباهات نباید موجب تفرقه یا دشمنی میان ما شود. رفقای ما هستند، نه دشمنان ما. در مجموع، ما به‌عنوان فعالان سیاسی باید در عین جدیت و قاطعیت در نقد و اصلاح، همواره متوجه باشیم که باید حوصله و درک بالایی نسبت به اشتباهات همدیگر، بخصوص وقتی که پای یکسری آدم‌هایی که کم نظیرند در میان باشد، داشته باشیم. این‌گونه است که می‌توانیم به‌جای ایجاد شکاف‌ها و تفرقه‌ها، به تقویت هم‌افزایی و پیشبرد اهداف مشترک بپردازیم.

۵ آوریل ۲۰۲۶


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر