۱۳۹۶ بهمن ۹, دوشنبه

در حاشیه «روز جهانی حقوق بشر»

به مناسبت بحث درباره حق «جلوگیری از بارداری»

I
امسال «مركز كانادائی قربانیان شكنجه»، یك جلسه سخنرانی برای مهوش علاسوند، مادر دو جوان اعدامی، عبدالله و محمد فتحی ترتیب داده بود. به پاس احترام به خانم علاسوند، من هم به این جلسه رفتم. وی، بعلت اینكه یكی از فرزندان اعدام شده اش در ٥ دسامبر و دیگری در ١٥ دسامبر متولد شده بودند و برای اینكه مشكل برگزاری جشن تولد برای دوستان و بستگانشان كمتر شود، روز ١٠ دسامبر برای هر دو این عزیزان از دست رفته جشن تولد برگزار می كرد، درباره این روز و خود «حقوق بشر» چیز زیادی نگفت. سخنان شیرین ایشان درباره آمار نجومی اعدام‌ها در جمهوری اسلامی، وضعیت فلاكتبار اقتصادی مردم و كارگران، جنایات هر روزه ای كه در آن مملكت توسط جمهوری اسلامی سازمان داده می شوند، جهنمی كه برای زنان ساخته شده است، چپاول بی مانندی كه راه انداخته اند، واكنش وحشیانه سران رژیم به آتش سوزی مدرسه دخترانه در پیرانشهر و بیحقوقی مطلقی كه به قریب به اتفاق انسانهای آن جامعه تحمیل شده است و غیره و غیره بود. روز بعد ازآن، ١١ دسامبر، در جمع ده ـ دوازده نفره همكارانم، كه از قضا همگی غیر ایرانی، كتابخوان، درگیر فعالیتهای اجتماعی و دنبال كننده وقایع سیاسی نیز هستند، به «١٠ دسامبر» و سخنرانی شب قبل اشاره كردم. جالب اینكه كسی در این باره چیزی نمی دانست. دلیلش را نمی دانم. اما هر چه باشد، می دانم كه در قلب كشوری كه بیشترین احترام به «حقوق بشر» می گذارد، برای در آوردن لقمه نانی برای كودكانشان، باید از ٨ صبح تا ٥ بعدازظهر یكسره بدوند.

II
چند روزی است كه از ١٠ دسامبر می گذرد. مجمع عمومی سازمان ملل متحد، روز ١٠ دسامبر ١٩٤٨ «بیانیه جهانی حقوق بشر» را تصویب كرد. به همین دلیل، این روز «روز جهانی حقوق» بشر نام گرفته است. جریانات و چهره های سیاسی زیادی در ایران خودشان را به «بیانیه حقوق بشر» می چسپانند. از دست اندركاران حكومت سلطنتی كه تاریخی پر از قتل و شكنجه و سر به نیست كردن را در پرونده خود دارند تا سازماندهندگان قتل و جنایت و سازمانهای مخوفی چون سپاه پاسداران و اطلاعات و بسیج و غیره. در مقاله «حقوق انسانی ما و «حقوق بشر» آنها» نوشتم: «بدست گرفتن پرچم «حقوق بشر» در ایران از سوی جریانات راست طرفدار امروزین «حقوق بشر» نه از سر بشردوستی شان و داوطلبانه، كه گویا اكنون هابس و لاك و روسو و وبر و دوركایم خوانده اند و متوجه اشتباهات گذشته خود و خوبی های احترام به حقوق دیگران شده اند، بلکه از سر فشار جنبش چپ است که آنها را مجبور کرده است كه با تعبیر خود و مغلطه‌ای آخوندی، آلترناتیوی ارائه بدهند.»*

بخش دیگری از كسانی كه امروز طرفدار «بیانیه حقوق بشر» شده اند، كسانی هستند كه تاریخا طرفدار استالین بوده (فدائیان خلق و حزب توده) كه با احساس گناه درباره كشتارهای صورت گرفته در دوره استالین و همچنین حقوق سلب شده ابتدائی از شهروندان كشورهای بلوك شرق، كه اینها دوره های طولانی ای آن نظامها را بعنوان جوامع سوسیالیستی و احترام به حقوق شهروندی و برابری انسانها به خورد دیگران داده بودند، به زیر پرچم حقوق بشر حضور بهم رسانده اند. اینها از نظر افق و دورنمای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی با اولی‌ها فرق چندانی ندارند!

III
در مقالات یادشده پیشین به تفصیل توضیح داده  و گفته ام كه حقوق پایمال شده ابتدائی انسانها، كه اكنون كاریكاتوری از آنها در «بیانیه حقوق بشر» سازمان ملل منعكس شده و در واقع به دول اعضای این نهاد تحمیل شده است، حقوقی هستند كه طبقه كارگر و كمونیستها اولین پرچمداران مبارزه برای به دست آوردن آنها بوده اند. به اسناد تاریخی انقلاب كبیر فرانسه مراجعه كنید. به اسناد جنبش چارتیسم در انگلستان نگاه كنید. به مبارزه كارگران روسیه و انقلاب اكتبر مراجعه كنید. به اعتراض طرفداران نظام دیكتاتوری و كتاب ریموند برك و به سند ارزشمند جوابیه تامس پین به آن كتاب تحت عنوان «حقوق انسان» مراجعه كنید. به تاریخ مبارزه مردم ایران و انقلاب سال ١٣٥٧ بر علیه «گورستان آریامهری» مراجعه كنید. می بینید كه پیشگام و پیشقراول مبارزه برای حقوق انسانها كه بعد از یكی دو قرن به مجمع دولتها تحت عنوان «سازمان ملل» تحمیل شد، كارگران و آزادیخواهان و در پیشاپیش همین صف هم، كمونیستها و سوسیالیستهای جنبش كارگری بوده اند! مردم ایران و باز هم در پیشاپیش آنها، كمونیستها و كارگران، چه در زمان محمدرضا شاه شاهان و چه در زمان حكومت جمهوری اسلامی، برای به دست آوردن حقوق اولیه انسانی خود یكدم از مبارزه برای آن آزادیها دست نكشیده اند، و صدها و هزاران نمونه دیگر. تاریخ پر است از مبارزه طرفداران راستین آزادی انسانها و شكنجه و كشت و كشتار كارگران و همان طرفداران آن آزادیها، توسط دول سردمدار ظاهرا طرفدار «بیانیه حقوق بشر» سازمان ملل!

IV
حق «جلوگیری از بارداری»
در گزارش سالانه ٢٠١٢ سازمان ملل متحد پیشنهادی آورده شده است: كه «حق جلوگیری از بارداری» بعنوان بندی از «بیانیه حقوق بشر» در آن بیانیه گنجانده شود. از نظر من واضح است كه دولتهای عضو سازمان ملل حتی اگر این حق را به رسمیت بشناسند، نمی توانند مبارزه برای به رسمیت شناخته شدن آن را به حساب خود ثبت كنند. مبارزه بر سر این حقوق، كار هر روزه كارگران بوده؛ چرا كه بدست آوردن این حقوق، اولا بیشترین سود را به خود كارگران می رساند و در ثانی به دست آوردن حقوقی است كه از آنها سلب شده است! به زیر كشیده شدن هر اجحافی، شكسته شدن هر بندی از سلسله زنجیرهایی كه بر پای كارگران و بشریت آزاده این دنیا بسته شده است، گامی است برای به دست آوردن آزادی واقعی و تمام آزادی. طبقه كارگر هر گامی را كه در این راه برمی دارد، باید به ثبت برساند و احترام به آن و اجرای كامل آن را به بورژوازی و دولت او تحمیل كند. درست به این دلیل است كه گرچه «بیانیه حقوق بشر» كاریكاتوری است از مطالبه حقوق اولیه و ابتدائی و غیرقابل تفكیك انسانها، اما اضافه كردن بندی مثل «حق زنان برای برخورداری از جلوگیری از باردار شدن» به «بیانیه حقوق بشر» گامی به پیش است. مانیفست كمونیست جائی می گوید: «كمونیستها برای اهداف فوری، برای به اجرا گذاشته شدن منافع آنی طبقه كارگر مبارزه می كنند. اما در عین حال و در جریان جنبش كنونی، مدافع آینده این جنبش نیز هستند.»

اما تا جائی كه به پذیرش حقوقی چون آزادی بیان، آزادی تشكل، مصون بودن از تبعیض و راسیسم، امن بودن، لغو شكنجه، حقوق پناهندگی و مهاجرت و یكسری حقوق دیگری كه كاریكاتوری از آنها در «بیانیه حقوق بشر» آمده اند، باید دولتها و سازمان ملل، بعنوان نهادهایی كه این حقوق را پذیرفته اند و ملزم به رعایت آنها هستند را دائم زیر فشار قرار داد و نقض آنها را به خودشان و جامعه یادآوری كرد. باید جامعه و در پیشاپیش آن كمونیستها كاری بكنند كه وقتی دولتی این ضوابطی را كه خود به پای آن امضا گذاشته اند، زیر پا گذاشتند، برایشان گران تمام شود. همه این كارها شامل همان نقل قولی كه از مانیفست كمونیست نقل شد می شود. این حقوق و آزادیها، مطالبات فوری و آنی طبقه كارگر هستند و ما باید از آنها بعنوان حقوقی كه ما برایشان مبارزه كرده و بورژوازی و دولت آن را به پذیرش آنها وادار كرده ایم، دفاع كنیم و در عین حال دائم برای تمام و كمال حقوق انسانی خود مبارزه كنیم.

V
روزانه صدها نفر بر اثر گرسنگی و سوتغذیه جانشان را از دست می دهند. مهوش علاسوند در سخنرانی اش به اعدام ٥٢ نفر در هند با جعمیت بالغ بر یك میلیارد نفر از زمان به دست آوردن استقلالش از بریتانیا در سال ١٩٤٧اشاره كرد. این تعداد را با تعداد روزانه اعدامی ها در ایران مقایسه كرد و به درست به قوانین وحشی و ضد انسانی حكومت اسلامی اشاره كرد. در همان هند اما روزانه دهها نفر، اگر نه صدها نفر، بر اثر گرسنگی مطلق جانشان را از دست می دهند و هیچ سند و بیانیه ای كه اعضای سازمان ملل متحد زیرش امضا گذاشته باشند، این  نوع اعدام را محكوم نمی كند! هزاران نفر بخاطر به دست آوردن لقمه نانی مجبورند جان دیگران را بگیرند. هر سند و بیانیه ای كه رهایی  از ترس از عدم تأمین معیشت فرد را به رسمیت نشناسد، سندی است پوچ كه آزادی واقعی را مسكوت می گذارد. آزادی ای است كه فقط به درد جامعه سرمایه داری می خورد. سیستمی كه انسان را تا حدودی از قید و بندهای جوامع برده داری و فئودالی می رهاند، اما همچنان در بند گرسنگی و بیكاری نگه می دارد.

=============

* من تاكنون در ٤ مقاله به جوانب مختلف مقوله «حقوق بشر» پرداخته ام. خواننده كنجكاو را به این مقالات رجوع می دهم: «دنیای واقعی «حقوق بشر»»، «حقوق انسانی ما و «حقوق بشر» آنها»، «جمهوری ایرانی، «جمهوری كارگری»» و «سكولاریسم، آزادی و مالكیت خصوصی». همه این مقالات در وبلاگ: http://nasser1848.blogspot.ca/ و http://archivenasser.wordpress.com/ قابل دسترسی هستند.

١٧ دسامبر ٢٠١٢


كارگر كمونیست ٢٤٠

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر