اطلاعیهای که جمعی با عنوان "مبارزان کمونیست" علیه حزب کمونیست کارگری منتشر کردهاند، ظاهرا درباره نشست حزب با پژاک است. اما کافی است چند خط از متن را بخوانید تا معلوم شود مسئله اصلی چیز دیگری است. نه بحث بر سر ناسیونالیسم کرد است، نه مبارزه علیه تبعیض، نه سیاست کمونیستی در کردستان. تمام جوهر این اطلاعیه در یک چیز خلاصه میشود، باری دیگر و تحت بهانه ای دیگر، اعلام مخالفت با آمریکا و اسرائیل و تعطیلی مبارزه برای سرنگونی با ادبیاتی که فقط یک روکش "کمونیستی" روی آن کشیده شده است. همان سیاست آشنای محور مقاومتی، این بار با چند واژه چپ.
مینویسند حزب کمونیست کارگری "ریشه همه رویدادهای منطقهای و
جهانی را در وجود رژیم اسلامی خلاصه میکند" و "کاری به اهداف اسرائیل و
آمریکا و رقابت قدرتهای بزرگ ندارد". سوال اینجاست، مگر در ایران و منطقه نیرویی
ارتجاعیتر، ضد انسانیتر و خونریزتر از جمهوری اسلامی وجود دارد؟ اگر یک جریان
مدعی کمونیسم نتواند جمهوری اسلامی را کانون اصلی فاجعه در ایران و یکی از عوامل
اصلی تباهی در منطقه بداند، دیگر دقیقا از چه چیزی حرف میزند؟ واقعا دنبال فاجعه
کجا هستید؟ صریحا جواب بدهند به خودشان و به ما هم کمک بیشتری کرده اند. چرا میترسند
صریح بگویند؟
تمام تلاش این محفل این است که صورت مسئله را عوض کند. جمهوری اسلامی
را کنار بگذارد و نگاهها را متوجه "اهداف آمریکا و اسرائیل" کند. انگار
مردم ایران زیر چکمه جمهوری اسلامی له نشدهاند. انگار زندان، اعدام، سرکوب زنان،
فقر، بیحقوقی و اختناق محصول کاخ سفید و تل آویو است و نه حکومت اسلامی. این همان
سیاستی است که سالهاست از دهان نیروهای محور مقاومتی بیرون میآید. از همان سالهای
اول بعد از انقلاب ۵۷، هر اعتراضی
به جمهوری اسلامی با این هشدار خفه میشد که "الان وقت تضعیف جمهوری اسلامی نیست".
در جریان اعدامهای دهه شصت، در سرکوب خونین دانشجویان در ۱۸ تیر، در جنبش ۸۸، در آبان ۹۸ و در خیزش زن زندگی آزادی، همیشه عدهای پیدا
شدند که به جای ایستادن کنار مردم، خطر "امپریالیسم" و "دشمن خارجی"
را علم کردند تا مبارزه علیه حکومت را به حاشیه ببرند. انگار مردم باید اول تکلیف
آمریکا و اسرائیل را روشن کنند و بعد اجازه داشته باشند علیه جمهوری اسلامی مبارزه
کنند.
اما تناقض وقتی خندهدار میشود که همینها از "منافع عمومی طبقه
کارگر و زندگی و مبارزه مردم" حرف میزنند. اگر واقعا دغدغه طبقه کارگر و
مردم را دارند، چرا حتی یک بار هم نمیگویند بزرگترین مانع زندگی و مبارزه مردم
خود جمهوری اسلامی است؟ چرا تمام حساسیتشان روی آمریکا و اسرائیل متمرکز است اما
در برابر رژیمی که هر روز کارگر را سرکوب میکند، حرمت انسانی زن را تحقیر میکند
و جوان را به خاک و خون میکشد، زبانشان اینقدر محتاط، لرزان و قاصر میشود؟
حرف واقعی این جریان روشن است. مبارزه اصلی نباید علیه جمهوری اسلامی،
بلکه علیه آمریکا و اسرائیل تعریف بشود. در این معادله، مردم ایران و مبارزهشان
عملا به حاشیه رانده میشوند. این موضع هرچه باشد، کمونیسم نیست. ادامه همان سنتی
است که همیشه به نام "شرایط خاص" مردم را به سکوت دعوت کرده است. سنتی
که هر بار جمهوری اسلامی در بحران فرو میرود، به جای تشویق مردم به تعرض بیشتر،
شروع میکند به ترساندن جامعه از "دشمن خارجی" و "بیثباتی".
نتیجه عملی این سیاست همیشه یکی بوده است، دادن فرصت تنفس به جمهوری اسلامی. در
قاموس اینها، مبارزه مردم فقط تا جایی مجاز است که تعادل حکومت را به هم نزند. به
محض اینکه سرنگونی رژیم به یک امکان واقعی تبدیل شود، ناگهان بحث "دوره
خاص" و "اولویت مبارزه با امپریالیسم" از کشو بیرون کشیده میشود.
در پایان اطلاعیه هم مینویسند "کمونیستها در ایران و بویژه در
کردستان باید متوجه این دوره خاص و راههای تقویت ارتجاع در شرایط فقدان حزب کمونیستی
باشند." عنوان جادوئی "دوره خاص" ترجمه سیاسی همان حرف قدیمی است
که الان وقت مبارزه با جمهوری اسلامی نیست. یعنی اعتراض را کم کنید، شعار علیه رژیم
را غلاف کنید و فعلا مراقب "شرایط خاص" باشید.
اما مردم ایران سالهاست جواب این سیاست را دادهاند. برای کسی که زیر
فشار جمهوری اسلامی زندگی میکند، هیچ "دوره خاصی" مهمتر از سرنگونی همین
حکومت نیست. هر سیاستی که این حقیقت روشن را کمرنگ کند، دیر یا زود سر از همان
جبههای درمیآورد که جمهوری اسلامی را، مستقیم یا غیرمستقیم، تحملپذیرتر از
مبارزه مردم نشان میدهد. اینجاست که دم خروس محور مقاومتیها از زیر کت
"کمونیسم" بیرون میزند.
۱۹ مه ۲۰۲۶

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر