۱۴۰۰ فروردین ۲۵, چهارشنبه

میزگرد نشریه ایسکرا در رابطه با اول ماه مه روز جهانی کارگر

 ناصر اصغری، نسان نودینیان، یدی محمودی، مینا بهروزی، عزیزه لطفی، رحیم یزدانپرست و سلیمان سیگارچی

 به سئوالات ایسکرا پاسخ میدهند

 

 ایسکرا: به روز جهانی کارگر نزدیک می شویم. فعالین و تشکل های کارگری در تدارک برگزاری این روز هستند. محور اصلی مطالبه کارگران که مطالبه تمامی مزدبگیران است، طرح دستمزد بالای ۱۲ میلیون تومان است. دست یابی به این خواست تا چه حد عملی و ممکن است؟

 

ناصر اصغری: در مبارزه سیاسی هر چیزی همانقدر عملی و ممکن است که برایش تلاش کنی. مطالبه ۱۲ میلیون تومان حداقل دستمزد مطالبه لوکسی نیست. امروز یک خانواده کارگری با دستمزدی کمتر از این حداقل به معنای واقعی کلمه زندگی نمی کند. آنچه که در ایران معنای "زندگی" به خود گرفته، در واقع هیچ شباهتی به زندگی ندارد. آدمها، از زن و کارگر و معلم گرفته تا پرستار و دانشجو و دست فروش، احساس می کنند که در یک تله و زندان بزرگ گیر کرده اند. دید و بازدید برای آدمها، با فقری که گریبان جامعه را گرفته، یک عمل شاق شده است. آدمها شب و روز دعا می کنند که پایشان به دکتر و بیمارستان نکشد و کارشان به دوا و معالجه نرسد. مسافرت را دیگر فقط در داستانها می خوانند. ازدواج و تشکیل خانواده خودش یک معضل مشکل ساز شده است. یک مبلغی را که بعنوان دستمزد تعیین می کنند، که عدد آن حتی می تواند ظاهر بزرگی هم داشته باشد، قدرت خرید هیچ چیزی را ندارد. آجیل و میوه را کرایه می دهند که مردم با آن عکس بگیرند! این بطور خیلی خلاصه وضعیتی است که یک جامعه ۸۰ میلیونی در آن گیر کرده است! و درست به همین خاطر جنبش کارگری امسال در شرایط کاملا ویژه ای درگیر مبارزه برای افزایش حداقل دستمزد است. جامعه در حالت انفجاری است و رژیم اسلامی در ورشکستگی کامل به سر می برد. این موضوع فعالین کارگری میدانی را در یک موقعیت بهتری برای رهبری مبارزات کارگران برای مطالبه افزایش حداقل دستمزد قرار می دهد.

در مبارزه سیاسی در جامعه ای که شرایط امروز ایران را ندارد، معمولا فعالین کارگری با وجود اینکه فعالیتهای مهمی که داشته اند و رهبری هایی که کرده اند به فعال و رهبری کارگری تبدیل شده اند، باز هم باید سعی بیشتری بکنند تا کارگران را به مطالبه خاصی ترغیب کنند. اما در شرایط ویژه ایران کارگران هم اکنون قانع و ترغیب شده و در میدانند. با این همه هنوز فعالین کارگری احتیاج به اتحاد عمل و کنار گذاشتن اختلافات جزئی ای و بعضا هم سیاسی عمده ای، که هر فعال کارگری می تواند با دیگری داشته باشد، کارگران را به یک مبارزه متحد و سراسری برای مطالبه کردن حداقل دستمزد ۱۲ میلیونی به میدان بیاورند. جمهوری اسلامی، به نظر من، گرچه همیشه از حربه سرکوب و زندان و اذیت و آزار فعالین کارگری استفاده کرده که کارگران را پراکنده نگه دارد و حداقل دستمزد را در یک چنین سطحی نگه دارد، اما از عدم اتحاد عمل کارگری کارآ در میان فعالین کارگری هم استفاده خودش را برده است.

یک موضوع دیگر که می تواند به اتحاد سراسری حول حداقل دستمزد ۱۲ میلیونی کمک کند، ارتباط فعالین و رهبران کارگری محیط کار بیشتری است که یک هماهنگی بین آنها به وجود بیاید. یک ارتباط و هماهنگی بین کارگران مراکز مختلف، معلمان، پرستاران و دیگر جنبشهای اعتراضی به وجود بیاید که قدرتمند در این مبارزه ظاهر شوند. واقعیت امر این است که هر چه جنبش کارگری قدرتمند باشد، هر چقدر کارگران بتوانند یک مطالبه مهمی مثل حداقل دستمزد ۱۲ میلیونی را به دولت تحمیل کنند، به مبارزه زنان، کودکان کار و خیابانی، معلمان، فعالین محیط زیست و غیره کمک می کند. اینها بطور خلاصه نکاتی است که فکر می کنم به ممکن و عملی بودن مطالبه حداقل دستمزد ۱۲ میلیونی کمک خواهد کرد.

 

ایسکرا: هر سال روز جهانی کارگر در شهرهای کردستان علاوه بر صدور قطعنامه و بیانیه های متعدد، ابتکارات مختلف دیگری نظیر جشن و پخش شیرینی و شعار نویسی  بکار برده میشود. انتظار شما از فعالین کارگری و دیگر فعالین عرصه های اجتماعی در هر چه باشکوه تر برگزار کردن روز جهانی کارگر در محلات و مکانهای دیگر چیست؟

 

نسان نودینیان: برگزاری مراسمهای روز جهانی کارگر در کردستان سابقه ای بیش از چهار دهه دارد. بخشی از عرصه مبارزه کارگران و فعالین اجتماعی است. جشن روز کارگر برای مردم کردستان همچنین روز جهانی زن امری آشنا است.   تعداد زیادی از فعالین اجتماعی و کارگری هر سال برای این دو روز فعالیتهای ویژه خود را شروع میکنند و برگزاری مراسم و جشن روز کارگر و روز جهانی زن را امر اجتماعی خود میدانند. 

امسال ما برای برگزاری جشن و مراسم روز کارگر  با دشواری های متعدد اجتماعی روبرو شده ایم. پاندمی کرونا  همچنان بشکل فاجعه باری ادامه دارد. ابتلا به کرونا این روزها بیداد میکند. تعدادی از شهرها بویژه سنندج و سقز و... قرمز یا نارنجی هستند. رعایت فاصله های اجتماعی را اکیدا توصیه میکنیم. با توجه به این دشواری ها و رعایت فاصله های اجتماعی و استفاده از ماسک،   در محلات  برگزاری مراسم و جشن های روز کارگر را توصیه میکنیم. 

فعالین کارگری و اجتماعی سنتا با برپایی گلگشت و جمع شدن در مکانهای تفریحی جشن روز کارگر را برگزار میکنند. این سنت و برگزاری در مناطق تفریحی عملا به تعداد معینی از دوستان نزدیک محدود شده است. به نظر من ما امسال میتوانیم جشن های روز کارگر را از مناطق دور افتاده و تفریحی به محلات انتقال دهیم. خود سازمان یابی در محلات را مردم تجربه کرده اند. امسال در چندین محله مراسم های شادی سال نو برگزار شد. اگر چه مراسمهای شادی سال نو بار امنیتی کمتری به نسبت برگزاری روز کارگر دارد. 

برگزاری جشن و مراسم روز کارگر در محلات در گرو در نظر گرفتن این فاکتور و یا اقدامات  عملی هستند.  اقدام یکم؛ فعال کردن میدیای اجتماعی و تلاش برای جمع کردن تعداد زیادی از ساکنین محلات از طریق کانالهای تلگرام. اقدام دوم؛ فعال کردن تماسهای فردی و سازماندهی تعداد معینی از جوانان برای تدارک جشن و مراسم. و اقدام سوم و نهایی تبلیغ مستمر و ساده کردن حضور و شرکت مردم محله بویژه زنان و جوانان و درست کردن فضای شاد. و بالاخره تدارک سخنرانی های کوتاه درباره روز جهانی کارگر. 

دوره تکرار ملال آور و نسخه های غیر عملی برگزاری روز کارگری سپری شده. قرن بیست ویک قرن بکارگیری ابتکارات اجتماعی است. دوره ای است که عملا قدرت سازماندهی مردمی بالا رفته است. دوره ای است که با استفاده از میدیای اجتماعی امکان عملی برای سازماندهی مردمی ساده شده است. روز کارگر و جمع کردن مردم در محلات فرصت خوبی است برای این آزمون اجتماعی.  

در چند سال گذشته محلات مکانهای مناسبی برای خود سازمان یابی مردم شده است. تصرف محلات در شرایط کنونی تاثیرات بسزایی برای سازماندهی و دست زدن به اعتراضات سراسری در سطح شهرها را دارد. تصرف محلات امری اجتماعی است. 

تهیه ماتریال برای یک مراسم خوب هم ساده است. برجسته کردن شعارهایی که در اعتراضات کارگران، معلمان و بازنشسته ها این روزها فریاد زده میشود. «افزایش حداقل دستمزد به بالای۱۲میلیون درماه»، «دستمزد توسط خود کارگران باید تعیین گردد». « تحصیل رایگان»، «درمان رایگان»، «واکسن رایگان برای همه مردم». و خواستهای مبارزاتی که در یکسال گذشته از جمله آب شُرب و پاکیزه، و جاده ها امن و بیمه بیکاری برای کارگران و جوانانی که فاقد موقعیت شغلی شده اند. و محکوم کردن شلیک به کولبران و ... محور سخنرانی ها و شعارهای ما هستند. در یک کلام؛  اول می در محلات را به تریبون کیفرخواست کارگران و مردم علیه نظام برده داری تبدیل کنیم. 

ما برگزاری مراسمهای روز کارگر در مراکز تولیدی و کارگاه ها را توصیه میکنیم. کارگران در کردستان سنتا در مراکز تولیدی و کارگاه ها مراسم های خودشان را برگزار کرده اند. این سنت مهم کارگری را باید حفظ و در صورتیکه موانع امنیتی و پلیسی خاصی ایجاد نشود توصیه میکنیم برای برگزاری روز کارگر و صدور قطعنامه و اعلام کیفرخواست کارگران علیه سیستم سرمایه و  بردگی مزدی تلاش سازمان یافته ای را بدست بگیریم. 

 

ایسکرا: آیا می توان انتظار یک روز جهانی کارگر متفاوت از سال های گذشته را داشت. اگر پاسخ مثبت است فاکتورهای این متفاوت بودن کدامها هستند؟

 

یدی محمودی: با سلام به شما و همه خوانندگان عزیز نشریه ایسکرا، پیشاپیش اول مه را به همه کارگران و مردم آزادیخواه تبریک می گوئیم و به امید دنیایی عاری از ظلم و ستم. در رابطه با سوالتان جواب من هم آری هست و هم نه، چرا که فکر می کنم اول مه امسال باید در دو سطح بررسی شود، یکی مسله وجود کرونا و اینکه در این شرایط به آسانی نمی توان نیروی هر چه وسیع تری را به میدان آورد و علاوه بر نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی که هر ساله تمام تلاش خودشان را کرده اند که از راهپیمائی های اول مه جلوگیری کنند و حتی در بسیاری از شهرهای کردستان نوعی حکومت نظامی برپا کنند و البته همیشه هم شکست خورده اند، امسال ما در شرایطی به استقبال اول مه می رویم که کرونا همچنان در میان مردم تلفات سنگین میگیرد و بی مسئولیتی و بی برنامگی حکومتیان اوضاع را نسبت به بسیاری از کشورهای جهان چندین برابر برای مردم سخت تر کرده و متاسفانه همین مسئله هم خود می تواند مانعی جدی در به راه اندازی اول مه های بزرگ و باشکوهی در بسیاری از شهرهای ایران باشد.

اما فاکتورهای دیگری هم هستند که می تواند اول مه امسال را به یک روز بسیار متفاوت و تعرضی به مسببین فقر و فلاکت، گرانی و بیکاری، حقوقهای چندین برابر زیر خط فقر تبدیل کند. اول مه امسال بر متن اعتراضات گسترده کارگران، بازنشستگان، معلمان، پرستاران که امروزه در بدترین شرایط زیستی بی باکانه تن به مقابله با کرونا داده اند، پیش می رود و خود این اعتراضات می تواند در اول مه صدای بسیار یکپارچه تر و متحدانه تری به خود گیرد. من گفتم متاسفانه کرونا شاید این امکان را ندهد که مردم در سطحی وسیع به خیابان بیایند، اما شرایط امروز و وجود میدیای اجتماعی، صف وسیعی از رهبران جسور و آگاه کارگری، صف زنان متنفر از نظم موجود و بودن یک حکومت آپارتاید جنسی رسمی و وجود یک حکومت جانی و چپاولگر که کوچکترین مسولیتی در قبال شهروندانش ندارد، آن زمینه ها و فاکتورهایی هستند که می تواند اول مه امسال را بسیار متفاوت کند. به نظر من امسال سال مطرح کردن هرچه وسیع تر و یکپارچه تر قطعنامه هایی است که بتواند توده هرچه وسیعتری از مردم را به اعتراض و مبارزه فرا بخواند و در یک کلام اول مه امسال می تواند در ایران اول مه ۹۹ درصدیها علیه یک درصدیهای دزد و چپاولگر باشد.  

 

ایسکرا: جایگاه، نقش و حضور زنان بویژه در اعتراضات کارگری در سطح سراسری و در شهرهای کردستان را چگونه میبینید؟

 

مینا بهروزی:  نقش زنان در همه عرصه های مبارزاتی و همچنین در اعتراضات کارگری بسیار اساسی و حیاتی است.  زنان در ایران و همچنین در کردستان معمولا چه به عنوان کارگر و چه به عنوان  عضو خانواده های کارگری  در جنبش کارگری حضور دارند. اکثریت زنان چه در سراسر ایران و چه در کردستان به علاوه کار خانگی که کاری بسیار شاق و زمان بر است و خیلی هم حیاتی است اما از لحاظ اجتماعی اصلا به حساب نمی آید  و حقوقی هم دریافت نمی کنند و به اصطلاح در خدمت خانواده بدون کوچکترین توجهی به آن از طرف جامعه همیشه در جریان است.  بسیاری از زنان  کار مزدی و یا کار رسمی هم دارند.  زنان در جامعه ایران تحت ستم چندگانه قرار دارند: ۱- ستم جنسیتی، به خاطر زن بودنشان محروم از حق آزادی پوشش، و بسیاری دیگر حق و حقوق انسانی را از آنها گرفته و حجاب اجباری به عنوان یک زندان سیار به آنها تحمیل می‌شود. ۲- به عنوان همسر و مادر  شبانه روزی در حال کار کردن هستند و وقت استراحت کافی را ندارند همیشه آخرین نفرند که میخوابند و اولین نفرند که بیدار می شوند. هیچ حقی بر اموال زندگی مشترک ندارند. او کارگر بدون مزدی است که برده وار کار می‌کند و معمولا تصمیم گیرنده نیست عمدتا فقط یک خدمتکار است . ۳- زن در جایگاه کارگر مزد بگیر که حتی وقتی که همسر در قید حیات نیست و یا معتاد است باز هم به جای اینکه این زنان را سرپرست خانواده به حساب بیاورند آنها را زنان بی سرپرست مینامند. بنابر این چون به عنوان سرپرست خانواده قبولشان  ندارند از پرداخت حقوق برابر  به آنها خود داری می‌شود. پس اینجا هم میبینیم استثمار  شدیدتر است و در مقابل کار برابر مزد پاینتری به او تعلق می‌ گیرد.  در مبارزه  و اعتراضات کارگری نقش پیشرو را دارد  او چیزی را ندارد که از دست بدهد به غیر از زنجیر دست و پایش. وقتی کارگران مرد به خاطر مبارزات و اعتراضشان دستگیر می‌شوند این زنان هستند که نقش پدر را هم  برعهده گرفته و در اعتراض و مبارزه برای آزادی کارگران در جلو زندان‌ها هم تجمع کرده و به دنبال آزادی همسران هم هستند. در حقیقت زنان رکن اساسی اعتراضات در مبارزات کارگری هستند در چندین جبهه باید برعلیه نابرابری، مردسالاری، بی حقوقی و آزادی بجنگند. بدون حضور فعال زنان هیچ مبارزه ای به پیروزی نمی رسد. 

 

ایسکرا: کدام فاکتورها در اعتراضات کارگری در سال ۹۹ برجسته بود و روز جهانی کارگر و روزهای بعد از آن مطالبات محوری کدامها هستند؟

 

رحیم یزدانپرست: افزایش دستمزد و طرح یکسان سازی و مجمع عمومی گفتمان روز جهانی کارگر و یا اول ماه مه و روز های بعد از آن را می توان اصلی ترین و محوری ترین خواستهای کارگران دانست. همه ما شاهد فقر، گرانی و بیکاری در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی هستیم و برای رفع این مشکل افزایش دستمزد  به میزان تورم یکی از خواستهای طبقه کارگر و نیروی کارکن برای فقرزدایی تبدیل شد.

مجمع عمومی سنت جا افتاده ای در جنبش کارگری است. در مجامع عمومی کارگران است که می توان و باید در مورد تعیین دستمزد تصمیم گیری شود. حق اعتصاب، حق تشکل و بسیاری از مطالبات دیگر هر روز و در میان بخشهای مختلف جامعه و در راس آنها کارگران، مخصوصا کارگران هفت تپه، فولاد اهواز و نفت به شکل مختلف مطرح و برای بدست آوردن آن تلاش و مبارزه شد است.

ما شاهد تجمع و اعتراض مختلف کارگران، بازنشستگان، دانشجویان و.... برای به کرسی نشاندن این خواست ها و خواست لغو خصوصی سازی در هفت تپه بوده ایم. پیش بسوی برگزاری اول ماه مه خوب و موفق در سال ۱۴۰۰ با طرح خواست های روشن و رادیکال، صدور قطعنامه هایی که مزالبات کل جامعه را بازتاب دهد و خواست افزایش حقوق های بالای ۱۲میلیون در سال جدید.

 

ایسکرا: هیچگاه زنان خانه دار به عنوان بخشی از نیروی کارکن جامعه که حتی دستمزدی دریافت نمی کند محسوب نشده اند. فاکتورهایی که نشان میدهد زنان خانه دار بخشی از طبقه کارگر در جامعه هستند کدام ها می باشد؟

 

عزیزه لطفی: غالبا خانه داری شغل خاص زنان تلقی می شود حتی اگر در پايگاه  شغلي همتراز با همسران شاغل باشند.

کار خانگی بدون هیچ‌گونه قرارداد کاری یک وظیفه محول شده به زنان است که با ازدواج‌ با مرد شکل رسمی‌تری به خود می‌گیرد. نه از مزد خبری‌ است و نه از میزان مشخص ساعات کاری. نه از محاسبه اضافه کاری خبری هست و نه از حق بیمه  و بازنشستگی.

ساختار حاکمیت با تاکید به فرهنگ مرد سالار و سنت و دین و توجیه گر نقش اصلی آنان بوده و از کودکی دختران را برای پذیرش نقش فرودست آماده می کنند و در شرایط حاضر نیز رسانه ها و قوانین بشدت بر طبل ناگزیر و ابدی بودن این نقش برای زنان می کوبند 

با وجود تغییر ساختار جنسیتی در مشاغل و حضور زنان در کارهایی که قبلاً مردانه تلقی می‌شد، کار در خانه به عنوان عنصر ثابت همچنان، سنگینی خود را بر دوش زنان شاغل نیز تحمیل می‌کند. در ایران ۸٠ درصد از جمعیت زنان فعال، خانه دار هستند و بدون هیچ‌گونه مزایا، بیمه و دستمزدی، به کار خانگی ادامه می‌دهند.

مساله زنانه خواندن کار خانگی، جدای از به صرفه بودن آن برای تولید که هزینه‌های پرداخت نشده به کار زنان را در بر می گیرد، به همين دليل مسئوليت های خانوادگی و به ويژه وجود فرزندان خردسال، کار آن ها در خارج از خانه را تحت تاثير قرار می دهد و آن ها را وادار می کند که برای تثبيت هويت شغلی خود به فشارهای ناشی از کار مضاعف تن در دهند و در عين حال بکوشند به هر قيمت، تعادل لرزان ميان تعهداتشان در برابر خانواده و کار را هم حفظ کنند.

هیچ‌گونه آماری در مورد درآمد بنگاه‌های تولیدی در ایران، که نیروی کار خود را از زنان خانه‌دار تامین می‌کنند، تاکنون منتشر نشده است.

 زنان خود را در معرض داوری همسر، فرزندان، بقیه فامیل و حتی زنان دیگر می بینند و طبیعتا از این که او را همسری مهربان و باگذشت و خانه‌دار و آشپزی ماهر قلمداد کنند احساس رضایت می‌کنند. ولی بلافاصله در سوال بعدی که احساس آنها در نهایت و در پایان روز پس از پایان کار خانگی دچار روزمرگی شده، عمیقا احساس افسردگی می‌کنند.

کار خانگی به عنوان استثماری پنهان زیر زرق و برق عناوینی چون، وظیفه‌ مقدس مادری و همسری، مدام در جریان است.

کار خانگی کاری است بدون دستمزد آنهم در جامعه‌ای که ساختار آن بر اساس کار مزدی، تبعیض جنسیتی، قوانین و مقررات زن ستیزانه، رواج فرهنگ مردسالار قرار دارد و خانه محل کارش است، جای دیگر و یا زمانی دیگر برای استراحت ندارد. بابت کاری که انجام می دهد مزدی دریافت نمی کند. بر اساس آنچه عنوان شد می توان نتیجه گرفت که در شیوه تولید سرمایه داری، کارخانگی تحت روابط تولیدی غیر دستمزدی قرار گرفته است و ارزش مصرف تولید می کند. سرمایه از رهگذر کارخانگی، در خانه نیروی کار را با پایین ترین هزینه بازتولید می کند. همچنین، ذخیره ای از نیروی ارزان قیمت و انعطاف پذیر از زنان در اختیار دارد تا به این ترتیب، به طور کلی دستمزدها را پایین نگه دارد. ضمن این که، زنان و کودکان را متکی به مردان نان آور فرض می ‌گیرد.

 

ایسکرا: فعالین جنبش کارگری و فعالین عرصه های مختلف اجتماعی برای برگزاری مراسم روز جهانی کارگر چه نقش و تاثیری بر برجسته تر کردن این روز می توانند داشته باشند؟

 

سلیمان سیگارچی: روز جهانی کارگر- اول ماه مه، روز جشن همه کارگران و زحمتکشان است. در این روز کارگران در جمع ها و گفتمانهای خود به یاد می آورند که به عنوان یک طبقه کارکن و مولد همه پیشرفتهای صنعتی و تکنولوژیک و بازتولید جامعه انسانی هستند. انسانهایی که بدون کارو زحمت آنها جامعه این رفاه و شادی را به خود نخواهد دید. فرآورده هایی را تولید می کنند مثل خانه، ماشین، مواد خوراکی که هیچ مالکیتی بر آنها ندارد.

 فعالین و رهبران کارگری و همه رهبران جنبش زنان، چه در عرصه کار زنان (کار خانگی، ادارات) و چه در عرصه برابری زن و مرد و آزادیهای سیاسی زنان، فعالین زیست محیطی، روشنفکران عرصه برابری حقوق شهروندی، فعالین جنبش آزادیهای سیاسی و سکولاریستی، فعالین جنبش ضد اعدام و طرفدار آزادی زندانیان سیاسی باید به اهمیت مبارزات کارگران و ۹۹ درصدیها واقف باشند. فقط برگزاری جشن اول ماه مه کافی نیست. ما هر روز باید از حقوق مکفی، بیمه بیکاری، مسکن مناسب، تشکل برای احقاق حق کارگران و مبارزه در راه سرکوب و دستگیری فعالین در همه عرصه های نامبرده باید دخالت مستقیم داشته باشیم.

فعالین کارگری و عرصه هایی که اشاره کردم باید الگو و راهنمای حق خواهی در جامعه، محیط کار و زندگیشان باشند. گفتگو در رابطه با بی حقوقی، اعتراض به پرداخت نکردن دستمزد، تشکل و اعتراض حق بی چون و چرای نیروی کارکن در جامعه است . اما دولت سرمایه داری و سرکوبگر این گفتمان را ممنوع میکند ، فعالین را به ضد انقلاب وصل می کند و برای فعالین جرم سنگین تعیین می کند.

در مدیا و مجامع خودش این را تبلیغ می کند که وضع همین است. ما قدرت نداریم چیزی را عوض کنیم. تاریخ بشری به ما نشان داده است که با اتحاد و برنامه مشخص ما می توانیم با درایت و مبارزه موثر تغییر ایجاد کنیم. من این را قبول ندارم که کسی بگوید ما در۱۰ سال گذشته نتوانستیم هیچ تغییری در زندگیمان ایجاد کنیم. سرکوب، دستگیری رهبران کارگری (اعدام جمال چراغ ویسی) و تبلیغات آخوندها و خرافات مذهبی برای جلوگیری از این پیشرفت است.

چرا سرمایه داری قدرت دارد ما را به کار بگیرد و بیمارستان، راه و پل و مدرسه بسازد؟ اما ما که این همه هستیم چرا نمی توانیم. جوابش ساده است چون قدرت، دولت و نیروی سرکوب و تبلیغات دست آنهاست. ما باید این قدرت را از آنها بگیریم. اما چگونه؟

یک دنیای بهتر بدست خودمان همین امروز امکان پذیر و برای سرمایه داران هزینه ساز است. داستان همین است که نگذارند ما به رفاه و آزادی برسیم. در قرن ۲۱ بشر شایسته چنین زندگی نیست. من خوشبین هستم که با برنامه ای که ما داریم این مهم را بدست آوریم. 

فعالین کارگری و عرصه های دیگر باید این روز را به کیفرخواست علیه سیستم سرمایه داری و دولت سرکوبگر سرمایه داری تبدیل کنند و راهها را نشان دهند. تشکل را تقویت کنند و اعتراض و مبارزه را سازماندهی کنند.

 

 ایسکرا  ۱۰۸۸

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر